حجاب و بند در « 1 » بندست ، دست بدار ؛ و از فضول كلام كه دل را سخت كند و فضول طعام كه وقت « 2 » [ را ] تيره كند ، باز ايست « 3 » تا وقت تو خوش بود « 4 » .
رباعى « 5 »
اى دل اگر از غبار تن پاك شوى « 6 » * تو روح مقدسى بر افلاك شوى
از بهر تو خلد را بياراستهاند * شرمت نايد كه ساكن خاك شوى
حكايت « 7 »
ابراهيم ادهم - قدست اسراره « 8 » - را پرسيدند كه : قوت تو از كجاست ؟
گفت : مرا اين علم ندادهاند . اين علم ، روزى دهنده راست « 9 » نه روزى خوارنده را .
[ نقل است كه ] « 10 » خشكسالى بود [ در زمان موسى عليه السلام ] « 11 » و موسى - صلوات الرّحمن عليه « 12 » - را انديشهء امت بود . به دو وحى رسيد كه : در يك ديك ، آب و خاك و تخم بنه و در زير او آتش درزن ؛ و در يك ديك ديگر ، تخم بىآب و خاك بنه و آتش در گير « 13 » . او همچنان كرد . « 14 » تخمى كه ميان « 15 » آب و خاك بود ، رسته نشد « 16 » ؛ و تخمى كه در ديك بىميانجى آب و خاك بود ، رسته شد و خوشه بست .
به موسى - عليه السلام - وحى فرمود كه : روياننده منم « 17 » بىميانجى زمين و
هامش
( 1 ) . بر .
( 2 ) . وقت صافى .
( 3 ) . دست بدار و باز ايست .
( 4 ) . شود .
( 5 ) . س : ( رباعى ) ندارد .
( 6 ) . اى دل ز غبار نفس اگر پاك شوى .
( 7 ) . ( حكايت ) ندارد .
( 8 ) . قدس سره .
( 9 ) . روزى دهنده را بود .
( 10 ) . س : ندارد .
( 11 ) . س : عبارت داخل قلاب را ندارد .
( 12 ) . ( صلوات الرحمن عليه ) ندارد .
( 13 ) . در يك ديك آب و خاك و تخم بنه و در يك تخم بنه بىآب و خاك ؛ و آتش درگير در زير آن .
( 14 ) . موسى عليه السلام چنان كرد .
( 15 ) . در ميان .
( 16 ) . نرست و سبز نشد .
( 17 ) . رويانندهء نبات منم .