يا احمد ! ان احببت ان تجد حلاوة الايمان فجوّع نفسك و الزم لسانك الصمت « 1 » و الزم نفسك خشية و خوفا « 2 » فان فعلت ذلك ، فلعلك تسلم ، و ان لم تفعل فأنت من الهالكين « 3 » .
اى احمد « 4 » ! اگر مىخواهى كه مزه و حلاوت ايمان بيابى « 5 » و از شهد كلمهء شهادت ، [ كام ] « 6 » جانت بهره يابد ، نفس را از طعام و زبان را از كلام روزه فرماى . « 7 » [ و ] شحنهء خوف و سلطان خشيت را در « 8 » چهار بالش دل خود « 9 » نگاه دار تا دار الملك « 10 » ولايت دينت معمور گردد « 11 » ؛ و اميد بود كه سلامت يا بى و از ناجيان باشى . و اگر بدين وصيتها نروى ، از هلاك شدگان باشى .
اگر چه مهتر عالم ، محل خطاب بود « 12 » - عليه السلام - اما مراد امت بود براى مهم فرمان « 13 » از نازكى امر « 14 » او را محل خطاب كرد « 15 » ؛ زيرا كه لقمه با حلاوت « 16 » و جام مالامال « 17 » زلال محبت و صافى شراب معرفت « 18 » در قدح فرح از شرابخانهء
« وَ سَقاهُمْ »
« 19 » آن مهتر و سرور را پياپى بود « 20 » .
اگر مىخواهى « 21 » كه بر مايدهء روحانيان نشينى ، از حظوظ نفس فانى كه همه حجاب در « 22 »
هامش
( 1 ) . بالصمت .
( 2 ) . اين عبارات بعد از ( خوفا ) آمده است : « لا تميل ابدا و الزم نفسك لا تستريح ابدا » در ترجمهء اسعد افندى ، عبارات فوق نيست .
( 3 ) . در بحار ، ارشاد ، ناسخ و احاديث قدسى ، از ابتداى ( يا احمد ) تا ( من الهالكين ) نيامده است .
( 4 ) . پس خطاب فرمود كه .
( 5 ) . اگر دوست مىدارى كه حلاوت ايمان بيابى .
( 6 ) . كام جانت .
( 7 ) . روزه فرماى و بىنصيب دار .
( 8 ) . بر .
( 9 ) . ( خود ) ندارد .
( 10 ) . س : در دار الملك .
( 11 ) . بود .
( 12 ) . اگر چه محل خطاب مهتر عالم بود .
( 13 ) . از براى تبليغ و از براى مهم فرمان .
( 14 ) . باركى امر .
( 15 ) . با حلاوت حلال .
( 16 ) . با حلاوت حلال .
( 17 ) . از جام مالامال .
( 18 ) . شراب صافى معرفت .
( 19 ) . و سقاهم ربهم شرابا طهورا .
( 20 ) . بجاى [ آن مهتر و سرور * را پياپى بود ] آمده است : جز به دست آن مهتر و سرور با دوستان ، دوستكامى نتوان خورد .
( 21 ) . پس اگر مىخواهى .
( 22 ) . بر .