تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اى احمد ! ورع كليديست كه به يد توفيق در عبادت بر بنده بگشايد و صاحب عمل را بر خلق جلوه دهد « 1 » و در نظر خلق ، موقّر و بزرگ گرداند و به قرب مولى تعالى « 2 » و اصل گرداند . يحيى معاذ - رحمة الله عليه - « 3 » گويد : ورع ، دو قسمست : ظاهر و باطن . ورع ظاهر آنست كه موى بر تن بنده جز به جست‌وجوى رضاى مولى تعالى « 4 » نجنبد . ورع باطن آنست كه در خلوت سراى سرّ او را با حق چنان خلوت بود « 5 » كه مويى در نگنجد « 6 » . جنيد را - رحمة الله عليه - « 7 » پرسيدند كه دل را چه به زيان آرد ؟ گفت : طمع . گفتند : چه به صلاح آرد ؟ « 8 » گفت : ورع .

بيت

مقربان درش جمله ترسكارانند * چو بر سنن بروند ، جمله راستكارانند « 9 »
ابو سعيد خراز - رحمة الله عليه « 10 » - در ورع سخن مىگفت . بزرگى به سر حرف او رسيد . گفت : در خانقاه جعفر دوانيقى ، سخنگوى شوى و از حوض كنده كه به مال زبيده عمارت شده است ، آب خورى و در ورع سخن گويى ؛ شرم دار « 11 » . رابعه - رحمة الله عليها « 12 » - شبى به روشنايى مشعلهء سلطان و سلطانيان « 13 » ، رقعه بر خرقه مىدوخت . روز ديگر ، نور دل خود گم ديد . به عذر و استغفار مشغول شد « 14 » .
هامش
( 1 ) . جلوه كند . ( 2 ) . الله تعالى . ( 3 ) . يحيى معاذ رازى رحمة الله عليه . ( 4 ) . الله تعالى . ( 5 ) . در خلوت‌سرا با حق چنان خلوت بود . ( 6 ) . به دنبال مطلب بالا بيت « مقربان درش » آمده است . ( 7 ) . قدس سره را . ( 8 ) . به چه به صلاح آيد . ( 9 ) . مصرع دوم : از آن سبب همه از ترس رستگارانند . ( 10 ) . قدس الله سره . ( 11 ) . در خانقاه جعفر دوانقى ساكن باشى و از حوضى كه از مال زبيده ساخته‌اند ، آب خورى شرم ندارى كه در ورع سخن [ گويى ] . ( 12 ) . رحمها الله . ( 13 ) . ( سلطانيان ) ندارد . ( 14 ) . نور دل خود گم كرد . آن خورده بر خود بديد . به عذر و استغفار آن مشغول شد . مصراع چه مردى بود كز زنى كم بود