تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
كلام من گرامى شوند . هر بار كه پرتو تجلّى نظر من بريشان تابد ، در اقطاع ملك ايشان هفتاد چندان زيادت كنم ، و چون اهل بهشت به طعام و شراب بهشت لذت جويند ، لذت ايشان از كلام و پيغام و ذكر من بود . و محدث ظاهر « 1 » و « 2 » باطن و ضمير ايشان ، من باشم . مهتر عالم - صلعم - گفت : الهى ! نشان اين [ شير ] مردان « 3 » و علامت اين جوانمردان « 4 » چيست ؟ گفت « 5 » : در دنيا ، زندانيان منند ؛ و در قيد ابتلا و محنت من « 6 » مانده‌اند [ و زبان را در بند لب و دندان از فضول كلام حبس كرده‌اند ] « 7 » و شكم را از مرادات و شهوات دنيا و فضول طعام ، خالى گذاشته . گرسنگان مايدهء ديدار منند « 8 » ؛ و منتظران پيام و كلام و اسرار منند « 9 » ؛ و به [ ما ] « 10 » حضر دنيا كه سبزى خوان بهشت است « 11 » ، سر همت « 12 » فرو نيارند ؛ و انكشت همت ، به نمك « 13 » حطام دنيا نزنند . يكى هزار دينار پيش سلطان « 14 » ابراهيم ادهم « 15 » نهاد . قبول نكرد و گفت : بدين محقر ، نام خود را از ديوان فقرا بيرون نبرم « 16 » .

حكايت « 17 »

يحيى معاذ - رحمة الله عليه « 18 » - را از فقر سؤال كردند ؛ گفت : فقر را ، اسمى و رسمى و حقيقتى است « 19 » . رسم او تهى كردن دست است از اسباب و اسم او خالى كردن باطن از
هامش
( 1 ) . محدث در سير ظاهر . ( 2 ) . ( و ) ندارد . ( 3 ) . آن شير مردان . ( 4 ) . آن جوانمردان . ( 5 ) . فرمود كه . ( 6 ) . محنت و امتحان من . ( 7 ) . عبارت داخل قلاب را ندارد . ( 8 ) . ديدار من‌اند . ( 9 ) . اسرار من‌اند . ( 10 ) . ( ما ) ندارد . ( 11 ) . بهشتت . ( 12 ) . ( همت ) ندارد . ( 13 ) . بر نمك . ( 14 ) . ( سلطان ) ندارد . ( 15 ) . ابراهيم ادهم قدس الله سره . ( 16 ) . نتوانم كرد . ( 17 ) . ندارد . ( 18 ) . قدس الله روحه . ( 19 ) . ( س ) : رسمى است و اسمى است و حقيقتى .