تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦

حكايت « 1 »

عبد الله مبارك - قدس الله روحه « 2 » - گويد : زنى بود از متعبدات « 3 » - رحمة الله عليهن در نماز جاى . زخم نيش كژدمى خورده بود ؛ و نماز نبريده « 4 » . از او پرسيدند « 5 » ؛ گفت : از حق تعالى « 6 » شرم داشتم كه دل را در نماز به غير وى مشغول گردانم « 7 » . حال كنيزان درگاه إله « 8 » اين بود .

حكايت « 9 »

طرارى از كتف يعقوب قارى - رحمة الله عليه - ردا در ربود و او در نماز بود . ملامتش كردند . باز آورد و بر كتف او نهاد . چون از نماز فارغ شد ، از او عذر خواست « 10 » . يعقوب « 11 » گفت : معذور دار كه نه از ربودن خبر دارم و نه از باز آوردن .

حكايت « 12 »

ابو العباس حمزه گويد - رحمة الله « 13 » - كه « 14 » : در پس ذوالنون نماز كردم . چون در « 15 » تحريمه الله اكبر گفت و دست برآورد ، از هوش بشد . گويى جسد ( ى ) ماند بىروح از ياد عظمت حق كه بر دل او افتاد . چون [ به خود ] « 16 » باز آمد ، گفت : الله اكبر ! پنداشتم كه دلم بشكافت از تكبير وى « 17 » .
هامش
( 1 ) . ندارد . ( 2 ) . رحمة الله عليه . ( 3 ) . از متعبدات بود . ( 4 ) . در نماز چهل جاى زخم نيش كژدم خورده بود و نماز نبريده بود . ( 5 ) . سؤال كردند . ( 6 ) . ( تعالى ) ندارد . ( 7 ) . مشغول كنم . ( 8 ) . بندگان درگاه او . ( 9 ) . ندارد . ( 10 ) . دزد از او عذر خواست . ( 11 ) . ( يعقوب ) ندارد . ( 12 ) . ندارد . ( 13 ) . رحمة الله گفت . ( 14 ) . ( كه ) ندارد . ( 15 ) . ( در ) ندارد . ( 16 ) . س : ( به خود ) ندارد . ( 17 ) . از هيبت تكبير وى .