حكايت « 1 »
سهل بن عبد الله را پرسيدند « 2 » كه : مجاهد ، روزهاى بسيار چيزى نمىخورد . آتش گرسنگى ، باطن او را نمىسوزاند « 3 » ؟
گفت : باران حكمت مىبارد و آتش گرسنگى را كشته مىگرداند « 4 » .
حكايت « 5 »
يحيى بن معاذ - رحمة الله عليه « 6 » - مىگويد : اى جماعت صديقان ! نفس را گرسنه داريد براى مايدهء فردوس ؛ كه مرد ، مزهء طعام « 7 » به اندازهء گرسنگى « 8 » نفس يابد .
اين اشارت بدانست كه « 9 » تا مرد از طعام و شراب ، تهى و خالى « 10 » نشود ، از مايدهء علم و حكمت لذت نيابد . وليمهء فردوس در دنيا ، بنقد اين است .
حكايت « 11 »
شبلى - قدس الله روحه « 12 » - مىگويد : هيچ روزى ، در طعام و شراب بر نفس از براى حق نبستم « 13 » كه بر من درى از مايدهء علم و حكمت نگشادند و به قدر مايده ، بهرهء نفسانى [ و ] غذاى روحانى نيافتم « 14 » .
حكما چنين « 15 » گويند : « الجوع ينفى الداء « 16 » و تقوى الدواء » . ( گرسنگى ، بيمارى قوى را ضعيف كند و داروى ضعيف را قوى گرداند « 17 » ؛ بلكه تن را از بيمارى دور گرداند « 18 » ) .
هامش
( 1 ) . ندارد .
( 2 ) . يحيى معاذ - رحمة الله عليه - مىگويد .
( 3 ) . پرسيد از مجاهد كه روزهاى بسيار ، چيزى نخورى و آتش گرسنگى ، باطن ترا نمىسوزد . سبب چيست ؟
( 4 ) . مىكشد .
( 5 ) . ندارد .
( 6 ) . سهل عبد الله تسترى ( دو حكايت بجاى هم آمده است ) .
( 7 ) . طعام و شراب .
( 8 ) . گرسنگى و تشنگى .
( 9 ) . اشارت است بدانكه .
( 10 ) . خالى و تهيى .
( 11 ) . ندارد .
( 12 ) . شيخ شبلى قدس الله سره .
( 13 ) . و در نبستم .
( 14 ) . به به قدر ترك بهرهء غذاى نفسانى ، غذاى روحانى نيافتم .
( 15 ) . ( چنين ) ندارد .
( 16 ) . يغنى الداء .
( 17 ) . عبارت ( داروى ضعيف را . . . ) ندارد .
( 18 ) . پاك گرداند .