اين بدن روى چو مه را بچه مىآرايد * حسن اين ماه ختن هم بسر آيد روزى
اى « علا دوله » درين خانه ملالت تا كى * غم مخور دور زمن هم بسر آيد روزى
پست گردد بيقين خانهء هر كژدم و مار * بانگ اين زاغ و زغن هم بسر آيد روزى
در راه اكسيريان
روز وصال تو هم ز كوه برآيد * وين شب اندوه هجر تو بسر آيد
بر سر راهت نشستهام به اميدى * شاخ اميدم بود كه هم به ببر آيد
نوبت خود داشت قهر هجر نگارين * بو كه ازين پس بسوى لطف گرايد
نقد وجود خودش نثار كنم زود * پيش كشم جان نازنين اگر آيد
خاك رهش را بديده دركشم از صدق * گر سحرى از درم به لطف درآيد
گفت « علا دوله » من بفضل الهى * دارم اميدى كه كار بسته برآيد
هر كه از آن زر قراضهيى به كف آرد * اهل غنا گردد او و معتبر آيد
در ره اكسيريان به چشم هدايت * گنج سلاطين دهر مختصر آيد