تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
خانه فقر مسلم ماراست * زانكه ما را در و دربان نبود نزد اصحاب خرد مىدانم * كاين سخن حاجت برهان نبود برخورد بىشك از عمر عزيز * گر « علا دوله » به سمنان نبود
كار عاشقان
جان من تا درين جهان آمد * از هواهاى تن بجان آمد گرچه شد مايه‌اش زيان ليكن * سود او بيش از زيان آمد من بدين خوشدلم چو ميدانم * كه مراد خدا در آن آمد گو درين مزرعه شود معمار * گرچه بر نفس من گران آمد ليك ترك مراد خود كردن * بهر حق كار عاشقان آمد مرد آنست كاندرين بازار * فارغ از سود و از زيان آمد اندرين قلعهء وجود مدام * از سر صدق پاسبان آمد نقد وقت تو نيست جز نفسى * بعد ازين خواجه وقت آن آمد كه تو بيهوده ضايعش نكنى * كو بدستت به رايگان آمد اى « علا دوله » اين سخنها حق * با دلت گفت كه برزفان آمد
بسر آيد روزى
چند اين چرخ كهن حكم كند بر من و تو * حكم اين چرخ كهن هم بسر آيد روزى مهر و مه چند نهند منت بر گردن تن * منت طاس و لگن هم بسر آيد روزى