تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
شاهد جان
بلبلا وقت بهار آمد سحرگاهى بنال * عاشقانه ناله‌اى بر گلبن باغ وصال ور تو مىترسى كه افتى باز در حبس قفس * از زبان من بگو اى بلبل شيرين مقال كاى گل اندر غنچه تا كى وقت شد بيرون خرام * كورى چشم بدان را لطف كن بنما جمال جلوه كن بر گلبن بستان جان عاشقان * قصه درد دلم را بشنو از باد شمال شد گل رويم ز هجرانت برنگ زعفران * قد سروآساى من شد در غمانت چون هلال و او جانم در غم ابروى چون نونت بماند * قامت چون دال من بر صدق دعوى هست دال ناله‌اى دارد رباب از رود جانم گوش كن * ساعتى بنوازش آخر چند باشد گوش‌مال عاقلان گويند ترك عشق كن آسوده شو * دل ز دستت رفت بر خود رحم كن چندين منال عاقلان من ترك دل گيرم نگيرم ترك عشق * ترك كردن عشق را از عاشقان باشد محال كى توانى فهم كردن اى پسر اسرار عشق * تا تو باشى در حجاب عز و جاه و ملك و مال گر تو مىخواهى كه معلومت شود رمزى از آن * در خرابات من‌آ و ترك كن مال و منال تا بيابى شاهدان معنوى در باغ دل * چون ببينى رويشان فارغ شوى از قيل و قال