تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
بشر در عالم كون و فساد اين [ گونه ] « 1 » پاك و بىعيب تواند بود ؟ ! ممكن نيست . كه اين صفت خداوند است .
نكوبين باش اگر عقلت به جايست * وگر بىعيب مىجويى خدايست
هرچند كه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه در حق او فرموده كه كثير الاعثار . و او خود فرموده است كه ( لو لا على لهلك عمر ) از آنكه در مسأله‌يى خطا كرده بود . على كرم اللّه وجهه آن مسئله را بازگردانيد و صواب ظاهر كرد و يك نوبت نيز در مسأله‌يى خطا كرد و عجوزه‌يى آنجا بود مگر آن مسأله را ياد داشته بود و گفته . امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه او را دعا كرد و ثنا گفته كه : كل الناس ، افقه من عمر ، حتى العجايز . اما اين نه آنست كه به نقصان او ذكر كنند . چرا سخن [ از نقص ] « 2 » او ذكر كنند . چرا سخن از كمال او نگويند كه آنگاه ابن ابى سلول « 3 » مرده بود و منافق بود ، پسر او مسلمان شده بود ، التماس كرد از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم كه بر وى نماز كند و آن حضرت برفت تا نماز كند . در راه عمر رضى اللّه عنه فرا رسيد . پرسيد كه رسول خدا به كجا مىرود ؟ ! و قصه بگفتند . عمر گفت : نشايد كه پيغمبر بر منافقى نماز كند . رسول خداى عليه الصلاة و السلام سخن او نمىشنود . در حال جبرئيل عليه السلام بيامد و او موافق رأى عمر آيت آورد .
( وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً )
« 4 » رسول صلى اللّه عليه و سلّم « 5 » بازگشت .
هامش
( 1 ) . قياسى برافزوديم . ( 2 ) . ما برافزوديم . ( 3 ) . در نسخه ( ابى سلود ) . ( 4 ) . قرآن سوره 9 ( التوبه و البرائة ) آيه 84 ( 5 ) . ما برافزوديم .