تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
الظَّالِمِينَ
« 1 »
( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ . )
« 2 » نه خطاب با محمد است عليه الصلاة و السلام كه سيد و مفخر مخلصانست پس مردم مىبايد كه غلو نكنند در اعتقاد ، كه غلو نيز نقصانست . همچنان‌كه تقصير نقصانست . ولى را اعتقاد به ولايت بايد كرد نه به نبوت « 3 » و نبى را اعتقاد به نبوت كردن نه به الوهيت تا در هلاك نيفتند . ديگر درويشى حكايت « 4 » از ابن تميمى ( ؟ ) مىكرد كه او را در شام طعن مىكنند . بدانكه او معنى آيت طلاق را چنان مىگويد كه البته سه طلاق جمع نيايد تا سه نوبت جداجدا نبود واگرچه به يك نوبت صد طلاق بگويد . و ديگر آنكه در حق امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه گفته است كه او در اين چند مسئله خطا كرده است . شيخ فرمود كه در معنى آيت طلاق گفته معنى قرآن چنانست كه گفته و مذهب امام جعفر صادق رضى اللّه عنه نيز اينست و روافض در اين مسئله به قول او عمل مىكنند . و آنكه اهل سنت و جماعت مىگويند سه طلاق به يك دفعه از براى تغليظ است . و تغليظ نيز در بعضى امور شرعيه پسنديده است كه ايشان گفته‌اند . و گرنه سه بار بودى ( الطلاق مرتان ) نفرمودى ، اثنتان فرمودى . و آنچه در حق امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه گفته فساد خلق همه آنست كه خلق را هرچه معلوم شد در اعتقاد ايشان نبشته است آن شق را بگرفتند و سخن بر آن بنا مىكنند و مىنويسند و از ديگر شق غافلند . اين‌چنين است كه حق تعالى بشر را چنان آفريده كه او هرگز از مرتبهء بشرى قدم بالا ننهد و
هامش
( 1 ) . قرآن سوره 6 ( الانعام ) آيه 68 ( 2 ) . قرآن سوره 22 ( الحج ) آيه 52 ( 3 ) . در نسخه ( بنبوت ) . ( 4 ) . در نسخه ( حكايت كرد از ) .
چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 232 | علاء الدوله سمنانى