تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
وسوسهء شيطان محالست كه در وجود خود به شك شوم ، در آنها به شك نيستم با شما مىگويم ، شما را مىبايد كه اول بر آن اعتقاد جازم كنيد كه من راست مىگويم تا شما را علمى مطابق واقع باشد ، بعد از آن به رياضت و متابعت آن به علم اليقين بدل گردد . چون مشاهده افتد تا آنگاه كه مرتبه‌مرتبه به حقيقت حق اليقين برسيد . انشاء اللّه تعالى كه اثبات وجود حق و يگانگى او را و نزاهت او و از هرچه خلاصهء ممكناتست يقين باشيد و شك را بدان راه ندهيد و هرچه بشنويد از حكمت و غيره ، و هرچه در خاطر آيد به واسطهء شيطان و نفس كه در اصل نقصان آرد هرچند كه دليل و برهان نمايند و شما را از جواب عاجز كنند ، بدانيد كه آن دروغ است و بىاصل است ، و آن اغلوطه را و يا شبهه را جواب هست . اما تو نمىدانى و زنهار به سبب آنكه جواب سخن ندانى اعتقاد از آنچه انبيا عليهم السلام گفته‌اند و اين بيچاره برآنست مزلزل نكند كه همه علم به انبيا ندادند و به تو نخواهند داد ، و حكما را اغلوطه بسيار باشد ، همه بىاصل ، اين يك اغلوطه را ياد داريد و بدانيد كه هرچه حكما در الهيات خلاف انبيا گفته‌اند همچنين است و آن اغلوطه است كه ايشان در بحث گويند كه ما ثابت مىكنيم كه تو سخن مىگوئى آدمى نيستى ، حمارى ، بعد از آن مقدمه بنهند و از تو پرسند كه همچنين است ؟ و تو گويى هست . همچنين مقدمه بر مقدمه معقول مىگويند ، چنان كه عقل نتواند كه به هيچ حال انكار كند و از تو مىپرسند و تو مىگوئى همچنين است . تا آنجا رسند كه چون چنين باشد ، پس تو حمارى باشى نه آدمى . اينجا مرد عاقل هرچند نتواند كه جواب معقول بگويد و سخن او را نفى كند ، اما در آدميت خود به شك نشود و داند كه او ژاژ مىخايد و بايد كه بدانيد كه بيشترى اصلها كه ايشان بر قانون عقل خود نهاده‌اند كه خلاف مذهب سنت و جماعت است . همچنين است ، و نمىبينى كه