تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهل مجلس ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بودم و بر سر شاخ آن درخت سه انار بار آورده هر يك سبويى ، گفتم : اين چيست ؟ - گفتند : بخور اين انارها را . - من دست دراز كردم و هر سه انار را فرود آوردم و بخوردم ، چون انارها « 1 » خورده شد ، باطن خود را از محبت مصطفى صلى اللّه عليه و سلم چنان پريافتم كه هم در غيب گوشهء مصلى خود را برداشته بودم و به اشتياق خاك مدينه به دندان همىكندم و بعد از آن از آن ورطه خلاص يافتم به فضل اللّه تعالى . ديگر فرمود كه شيخ سعد الدين حموى در معانى حروف گفته است كه : ولايت از نبوت بالاترست و او از اينجا در اين غلط افتاده است كه مىگويد : و او ولايت قايم به الف الوهيت است و نور نبوت هم قايم به ( واو ) و ( لام ) است . پس واو ولايت به حضرت الوهيت اقرب بود از نون نبوت . و چون اقرب بود افضل باشد و حق تعالى در هرچه آفريده است در آن معنى است مطابق واقع . پس اصل كلام كه حروف مقطعات است هر آينه مطابق واقع باشد و معنى اين ( واو ) و ( نون ) اينست كه تقرير رفت . پس بايد كه مطابق اين باشد كه ولايت از نبوت افضل است . من مىگويم : راست است كه هرچه هست آن را معنى حقيقى مطابق واقع است ، اما مىبايد كه معنى آن را مطابق واقع دريابند و بيان توانند كرد . معنى واو و نون چنين نيست كه تو بيان مىكنى ، آن واو كه قايم به الف الوهيت است ، واو ولايت نيست و آن واو مفتوح است و فرق است ميان واو مفتوح و واو مكسور و واو مفتوح [ از ] « 2 » آنست [ كه ] « 2 » به الف الوهيت قائل است و نبى استفاضت
هامش
( 1 ) . در نسخه : ( انارها را ) قياسا برنگاشته شد . ( 2 ) . ما برافزوديم .