خاشاك برمىروبد ذوق آن آب زياده مىشود ، اما مادام كه كسى را نيابد كه آن كس حوض خود را پاك كرده باشد و سرچشمه گشاده و راه چشمهء خود به چشمهء اصلى پيوسته كه آن چشمه حوض صاحب شريعتست . و بر پاك كردن حوض و گشادن چشمه و پركردن حوض و گشادن چشمه و بيرون بردن آب از آن پنج جوى و قسمت كردن نهر ، استاد و مجرب شده آن چشمه [ را ] « 1 » راه نتواند كه بگشايد و اگر گاهگاه خاكى از سرچشمه دور شود باز از آن جويها سيل درآيد و انباشته گرداند ، چون طالب « 2 » داند كه به خود اين كار نمىتواند كرد ، باز در طلب افتد تا ناگاه نور ارادت و عنايت در باطن او شعله بزند و بدان يكى را از استادان مجرب بشناسد و دامن او بگيرد و هرچه خود مىدانسته و مىكرده باشد در باقى كند ، تا آن استاد آستين قسمت باز نوردد و نخست راه آن پنج جوى را به سيلاب در حوض مىآرد ، به تدريج در بند كند و آن بيش باز نگذارد . زمين حوض نرم و تر مىدارد تا كار كردن ميسر شود ، چون از بيرون سيل نيايد و خاك درنياورد اين استاد تيشهء ذكر به دست طالب دهد و او را نشان دهد كه سرچشمه كجاست ، و چگونه تيشه مىبايد زد تا از كنار حوض خاك درنريزد و اگر خاك بريزد در حال آن را برمىدارد و آن راهگذر را در بند مىكند و تيشه هم در آن موضع مىزند كه استاد نشان داده تا به اندك وقتى سرچشمه بگشايد و آب حيات سر بر زدن گيرد و طالب از آن آب بخورد ، تيشهزدن و كار كردن بر وى آسان گردد ، پس همچنان در خدمت استاد مىباشد تا آنگاه كه حوض پاك و پرآب گردد و راه چشمهء او به چشمهء استاد كه آن را به سرچشمهء اصل راهست راه شود ، آنگاه تواند كه هر كجا باشد از چشمهء استاد و سرچشمهء اصلى به واسطهء چشمهء استاد آب مىبرد و بدان پنج جوى بر عالم شهادت
هامش
( 1 ) . ما برافزوديم .
( 2 ) . در نسخه ( طلب ) .