و در مجلس ديگر فرمود كه سخنهاى ما را پيش امير چوپان گفتهاند و توجه ما را به حرب كفار شنيده و گفته است كه مصطفى صلى اللّه عليه و سلم فرموده كه :
« الصُّلْحُ خَيْرٌ »
عجب حاليست كه مردمان سخن رسول خدا را به گستاخى در دست پيچيدهاند و هر يك به مراد خود آن را تأويلى مىنهند . اولا نمىدانند كه سخن خدايست يا رسول ، و « اينك »
الصُّلْحُ خَيْرٌ »
« 1 » نصّ قرآنست ، ميان زن و شوهرست نه ميان مسلمانان و كافران ، اگرچه به سخن در رفقهء مداهنه با كفار است . اما نچنانكه ملك خود را به كفار بگذارند و آن را صلح نام نهند و همچنين كه سخن اين قوم است توان دانست كه توجهى ندارند درين كار . و اين كپك « 2 » كه خصم ايشانست قوى پادشاهى با عدل و باضبط است ، و در اين دور مثل او پادشاه در ضبط و امور مملكت نبوده است . اگرچه كافر است و دشمن دين ، و كفر او بتر از چنگيز خانيان ديگرست .
سبب آنكه چنگيز خان خداى آسمان و زمين را يكى دانست ، و او خداى آسمان را ديگر و خداى زمين را ديگر . مىگويند كه در اول يرليغ او ديدم كه نوشته بود : به نام خداى زمين و اين دو قبيله بيش نبودهاند كه اين سخن گفتهاند :
« فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ . »
يكى در عرب بوده و يكى در مغول . اما چنگيز خانيان چنين نبودهاند ، نمىدانم كپك اين طريق را از كه گرفته ؟ ! اما عدل و ضبط پادشاه در آنچه راستى است پنهان نتوان كرد . اين قدم را اگر بازى ندهند عجب باشد .
هامش
( 1 ) . قرآن سورهء 4 ( النساء ) آيه 127
( 2 ) . كپك واژهيى تركى و به معنى سگ است و در تسميهء اشخاص هم به كار رفته .