دين محمد تو . - گفتم : معاذ اللّه دين حق دين محمد صلى اللّه عليه و سلم است . گفت :
نه تو اين ساعت مىگفتى كه در دين شامكونى هر كس كه گياه خسته كند ميان او و خداى تعالى راه دربند شود و گر پاى بر گياه خشك نهد چنان كه شاخ گياه بشكند ؟ ! گفتم :
بلى ، گفت : محمد تو يساق « 1 » در ميان خلق نهاده است ، چنان كه مردم به ريختن خون رغبت مىكنند و كشتن آدمى از آن يسق او لازم مىآيد ، نه باطل باشد . جائى كه شكستن شاخى گياه را دربند كند ، كشتن خلايق بنگر كه چگونه باشد ؟ ! گفتم :
چگونه است ؟ - گفت : نه لشكر خود را گفته كه « با كافران جنگ كنيد ، اگر ايشان را بكشيد شما به بهشت رويد و اگر ايشان شما را بكشند شما به بهشت رويد » و اين يسق جنگ را بيفزايد و از هر دو طرف بيشتر كشته شوند .
ما درين سخن بوديم كه قضا را باغبان در برابر ما ارهيى در دست داشت و درختى را عمارت مىكرد و شاخهاى آن را مىبريد و مىانداخت . - گفتم :
نه شما هر سال اين باغبان را چندين اجرت مىدهيد - گفت : آرى - گفتم :
او چرا اين شاخهاى سبز را مىبرد و مىاندازد ؟ - گفت :
او باغبانست و دانسته مىكند ، آنچه بريدنى است مىبرد ، تا شاخهاى ديگر قوت گيرد و آن آبى كه شاخهاى بد مىكشد ، آن نيك شاخ بكشد ، و بر بسيار دهد ، گفتم :
اين عالم باغ خداى تعالى است و محمد عليه الصلاة و السلام باغبانست و خلايق چون درختان ، و محمد صلى اللّه عليه و سلم
هامش
( 1 ) . يساق : سياست .