تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
خودت - يعنى وزن در مقابل وزن و حرف در برابر حرف ، پس متعيّنى كه معرفتش براى تو حاصل شده به متعيّن مقابل قرار مىگيرد ، و اگر تعيّنش مفصل باشد به مفصل ؛ و اگر مجمل باشد به مجمل قرار مىگيرد ؛ و چيزى هم كه مبهمش مىدانى در مقابل مثل خود قرار مىگيرد ، يعنى اگر مبهم كلّى بود به كلى ؛ و اگر جزئى بود به جزئى مقابل قرار مىگيرد . 427 / 5 و اين برابرى بايد جامع و فراگير آنچه كه صريح و مطابقه - از اقسام - و آنچه از ضمنى و التزامى كه بدان اشاره شده است باشد « 1 » ، و از جمله امورى كه هم سمتى و برابرى در آن است احاطه و اطلاق از حكم محدوديت و تناهى است ، لذا مرتبهء هويت ذاتى غيبى مجهول النعت الهى كه از حيث اطلاقش از دايرهء صفات و اسماء بيرون است با حقيقت تو كه شأنش مماثلت و همانندى با هويت ( الهى ) و در تمام احكام آن - با فناى تو از خودت - مىباشد هم سمتى و برابرى دارد ، و ملاحظهء عدميت آينه بودن تو فنايى است كه بدان حكم مرتبهء كمال درباره‌ات مىشود ، و اين همان چيزى است كه اقتضاى ملكهء دوام انس با خداوند را دارد ، نه اين كه تو آن را اراده و قصد مىكنى ، زيرا اين شايستهء كاملى كه حالش ناطق بدين سخن است نمىباشد كه :
خدا مىداند من او را ياد نمىكنم * چگونه ياد آورمش ؟ چون هيچ‌گاه فراموشش نكرده‌ام
428 / 5 ولى در مقابلهء مطلق و مجهول غير متعيّن ؛ نكته‌اى است كه بدان مقابله دانسته مىشود ؛ و آن اين كه مقابلهء با آن در ضمن مقابلهء با مرتبهء ذاتى است ، در اين صورت مقابلهء با مطلق - با سلامتى از اشتباه و انحراف از وسط كه به ذات خود محاذى هر جزئى از اجزاى محيط است - حاصل مىآيد ، چون هيچ چيزى بيرون از دايرهء ذات نيست ، و هنگامى كه نقطهء
هامش
( 1 ) - خواجه در كتاب اساس الاقتباس گويد : دلالت وضعى بر سه قسم است : يكى مطابقت ، و آن دلالت بر تمام معنى موضوع له باشد ، چنان كه از لفظ انسان ؛ حيوان ناطق خواهند ، و ديگر دلالت تضمن ؛ چنان كه اگر به لفظ آن معنى خواهند كه داخل بود در آن معنى كه لفظ به ازاء آن نهاده‌اند ، چنان كه به مردم ؛ حيوان خواهند و يا به مردم بعضى از اعضاى مردم خواهند ، و به عبارت ديگر : از اطلاق لفظ جزء معنى موضوع له خواهند ، سوم دلالت التزام كه به لفظ آن معنى خواهند كه لازم آن معنى موضوع له باشد كه لفظ به ازاء او نهاده‌اند ، چنان كه به مردم ؛ ضاحك خواهند و به درازگوش خر خواهند . شيخ اشراق دلالت مطابقت را دلالت بالقصد و تضمن را حيطه و التزام را دلالت تطفّل خوانده . م
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 789 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )