تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
319 / 5 و اما تحقق يافتن متحقق به اين راز ؛ و بلكه به معرفت حق و شهود او به واسطهء فتح شهود اتم و اينكه به چه واسطه‌اى حق سبحان باب حضرتش را بر طالبى كه بدان باب متوجه است مىگشايد ؛ اصلا براى كسب راهى در آن نيست ؛ حكم جملى و اصل كلى اين است كه متحقق مراد ظهور او است به صورت ، و او است كه او را براى خودش برگزيده - نه براى غير خود - نه حكمى بر او تعين مىيابد و نه او را بدان صفتى است ، بلكه او همراه با صورت است و آن‌كه داراى صورت است آن‌چنان است كه خداوند از حيث آن صورت اراده دارد ، و چون حكم امرى از امور صورت بر او غلبه كند به او نسبت داده مىشود و بدان توصيف مىگردد - نه مطلقا - بلكه فقط در همان وقت ، حتى اگر تا آخر عمر بر امرى معين ادامه داشت و آن امر - هرچه كه باشد - بر او غالب بود ، بر صورت بودنش جايز و درست نيست . 320 / 5 گويم : گويا مراد از اين حالت - خدا دانا است - نهايت مراتب تسليم باشد كه گفته‌اند سه مرتبه دارد و مسبوق است به مراتب توحيد و حصر كردن - يعنى محدود نمودن - قدرت وجود ( بخشش ) و حكمت را در حق تعالى . 321 / 5 اما توحيد داراى چهار مرتبه است : پوست پوست : و آن ( اقرار ) به زبان است با غفلت دل . دوم پوست : و آن تصديق به قلب است اگرچه با تقليد و يا نگرش باشد . سوم مغز است : و آن به واسطهء مشاهدهء او است از راه كشف كه تمامى موجودات از حق واحد يگانه صادر شده‌اند . چهارم مغز مغز : و آن اينكه در وجود جز واحد مشاهده نكند ، و آن فناى در توحيد است . 322 / 5 و اما مراتب اين حال كه تابع اين توحيداند آن هم سه است : 323 / 5 نخست اعتماد به توكل و اعتقاد به كمال قدرت و نهايت هدايت و مهربانى او داشتن ، چون عدم ادراك چنين اعتقادى از ضعف يقين و يا بيمارى دل است كه به واسطهء اوهام ؛ ترس ( از آينده ) را بر دل مستولى مىكند . 324 / 5 دوم اين كه اعتماد بايد مانند اعتماد كودك به مادرش و پناه بردنش به او در آنچه برايش پيش مىآيد باشد ، چون كودك در توكلش از توكل خود فانى است . 325 / 5 سوم اين كه در حضور حق تعالى مانند مرده در پيش مرده‌شو باشد - نه مانند كودك - چون او به مادرش پناه مىبرد .