تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
كه بر او سلطنت و غلبه از حيث حال و وقت دارد و حق آن غالب را با قرار دادن صورت توجّهش به سوى حق مطلق به جا آورد و حق مطلق را از اين حيثى كه خداوند سبحان از آن برايش تعين يافته بپرستد ، چنان كه بيمار مىگويد : يا شافى ( اى بهبود دهنده ) و گمراه مىگويد : يا هادى ( اى راهنما ) و غير اينها كه به واسطهء سرّش به سوى احديت جمع هويّت كه داراى مقام جمع و وجود است و كانون تمام احكام و مراتب و اسماء و مسمّاها و صفات و اضافات است روى مىآورد ، جز آنكه حال كامل در آنچه بيان داشتيم مخالف حال غير او از اهل معرفت و شهود مىباشد ، چون گفته آمد او را شوقى به مطلب مخصوصى نيست جز آنكه از حالاتش مشاهده مىكند كه بدان ( مطلب مخصوص ) شوق و حرص بدان ( شوق ) آميزش يافته است ، در پى آن شايق مىشود ، و گويى از آن منزلها دور است .

سئوال هفدهم چه وقت عدم شهود موجب حرص طالب و موجب زيادتى شوق و آمادگى طلب در كسى كه شايستگى كمال را دارد مىباشد و چه وقتى نمىباشد ؟

313 / 5 جوابش اين‌كه : عدم شهود كه موجب زيادتى شوق و طلب مىشود در دو حالت است : 314 / 5 نخست اين‌كه : انسان اقتضاى حقيقت و پايان كارش را در ارادهء الهى بطور معرفت شهودى نداند و يا نصيبش را از وجود مطلق و مرتبه‌اش را در نفس حق نداند كه سايه و ظلّ تام است ؛ چون از كسانى است كه برابر صورت مرتبه قرار دارد ، و يا اينكه نصيبش را از آن ( مرتبه نداند ) كه يك سوم و يا يك چهارم و يا نصف و يا غير اينها است ، و مراد به دانستن اين بهره و نصيب ؛ دانستن آن به حسب حالت پيشين تنها نيست ؛ بلكه به حسب آنچه استقرار مىيابد و برايش در پايان كار - پس از جدا شدن دو سرا و اهل آنها - به جا مىماند ؛ چون چنين شخصى هم حرص دارد و هم شوق ؛ و آمال و آرزوها بر او حكم مىرانند . 315 / 5 دوم اين‌كه : نصيبش از صورت مرتبه متحقق است ولى به حسب حالت