تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
308 / 5 سپس گوييم : اتحاد و امتياز نسبت به دو ثابت ثابت‌اند نه به واسطهء جعل ، بلكه خداوند به واسطهء مشيّتش مىگيرد و حكم جمع و سلطنت وحدت را آشكار مىكند و بسط مىدهد و حكم امتياز ذاتى و تفصيل پنهان پيشين در احديت جمع را ظاهر مىسازد ، و اين بدان جهت است كه قبض و گرفتن در صفات حق عبارت است از ميلش بگرفتن آنچه كه بدان كليّت قوام كار و بازداشتش از گسترش و پخش مىباشد ، مانند گرفتن آب و هوا كه قائم به درخت‌اند از پخش در اجزاى آن ؛ و نگه داشتن نفس از پخش به واسطهء قوايش در خواستهاى آن ؛ و باز داشتن مال از به جا آوردن نيازها - از روى بخل - و بسط عبارت است از ميلش به پخش كردن آنچه كه بدان قوام كار در تمام اين امور مىباشد . 309 / 5 در نفحات گويد : سزاوارست كه دانسته شود بيان غلبهء مناسبت در مواد مثالى ممكن است ، ولى در استعدادها - با فيض مقبول صادر از حق تعالى - غير ممكن است ، براى اين كه اين امر از اسرار الهى است كه جز كاملان را امكان آگاهى بر آن نيست ، و با داشتن آگاهى اجازهء آشكار كردن آن را بر مردمان - مطلقا - ندارند . 310 / 5 و در جاى ديگر از نفحات گويد : اسماء منسوب به احوال‌اند و احكام تابع احوال‌اند و احوال به حسب استعدادهاى حقايق متبوع تعيّن مىيابند ، استعدادها چيزى را پيروى نمىكنند و موقوف بر چيزى و معلّل به چيزى غير خودشان نيستند ، ولى جزئى آنها تابع كلى آنها كه بر وجود عينى پيشى دارد مىباشند ، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره . 311 / 5 سپس گوييم : سلطنت وحدت كه بدان اشاره شد به حسب بزرگى جمعيت است و آن ( بزرگى جمعيت ) به حسب احاطه و فراخى دايرهء حكم و فراگيرى تعلق مىباشد ، بنابراين هر جمعيتى كه اندماج و در آمدنش همراه احاطه تمام‌تر باشد و يكى كردنش قوىتر - يعنى متصف به احديت فراگير باشد - سلطنتش قوىتر و حكمش از جهت نفوذ سريع‌تر مىباشد ، و هر جمعيّتى كه اندماج و درآمدنش و يكى كردنش كمتر باشد و يا شبيه به تفصيل باشد ، سلطنتش ضعيف‌تر و اثرش ديرتر است . 312 / 5 و اما ادب لازم براى عارف مشاهد در توجه به سوى حق و پرستش ( حقيقى ) او اين است كه « ربّ » حالش و وقتش را از اسماء الهى و حقايق كونى دنباله‌رو او بداند كيست
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 756 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )