تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
فرا گرفت ؛ ناگزير صعق ( بيهوشى ) دست مىدهد ، پس حرور ( گرمى ) ظاهر در آن حال يا به واسطهء خاصيت ارتباط است و يا سريان حال روح به سبب قوتش در بدن - به شدت ملايمت - براى تجوهر صورت و تنوّر آن و به واسطهء اعراض و روى برگردانيدن روح از تدبير بدن ، ولى اگر با يكى از اين دو امر باشد - نه مطلقا - 300 / 5 اما اوّلى : براى اينكه صعق عبارت است از غيبت روح و غافل شدنش از خود كه اين موجب تعطيل مقام تدبيرش مىشود ، اما عدم اطلاق آن اينكه تنها روى برگردانيدن روح موجب اين تعطيل نمىشود ، چون اين ممكن است باشد ولى از جهت غافل شدن نباشد ، بلكه به واسطهء توجهش به غير آنچه كه مقيد تدبير آن است باشد ، و اگر انفعال براى ظاهر و باطن حاصل گشت و فناى تام حصول پيدا كرد ؛ اثربخشى از مرتبهء جمع است ، براى اينكه مجموع انسان جز به واسطهء اين مرتبه و يا مظهر آن مرتبه از امثالش - براى تحقق مضاهات و يا محاذات كه حكم كنندهء به كمال اثر و فراگيرى آن است - انفعال نمىپذيرد ، و ما بيان داشتيم كه هيچ چيزى در مقابل غير خودش - از حيثى كه با آن تضاد دارد - انفعال نمىپذيرد ، اين مطلب را ياددار . 301 / 5 چهارم اين كه غير اينها كه گفته شد بقيه اثربخشى جزئى است ، و انسان غير كامل اگر توصيف به كلى شود ؛ از حيث ظاهر مرتبهء صورتش است ، مانند اميران و حاكمان ، و گرنه از حيث مرتبهء معنايش جزئى است ؛ و اگر از جزئى او انفعال پذيرفت بعيد و غير قابل انكار نيست . 302 / 5 پنجم اين كه وقتى اثر ظاهر و باطن جمع گشت او به غايت و اغلبيت شناخته مىشود ، و اعتبار در اين خاص اوّلين چيزى است كه اثر مىگذارد و اولين چيزى كه اثر مىپذيرد ، و باقى او را - به تدريج به موجب ارتباط و حكمى كه در او از اصل جامع سارى در اشياء است - پيروى مىكنند ؛ و يا از حيث آنكه او اتحاد دارد و تعدد ندارد ، و شرحش گذشت . 303 / 5 سپس گوييم : چون وصول اثر از هر اثربخشى به هر اثرپذيرى - خواه از مقام جمع رسيده باشد و يا پائين‌تر از آن - به حسب استعداد كلى غير مجعول او است ، و جزئى مجعول مناسب بيان سرّ دو استعداد است . پس كلى چيزى است كه بدان ماهيت ، وجود را از حق تعالى حال تعيين اراده دربارهء آن از بين ممكنات مىپذيرد و به سوى او براى ايجاد توجه مىكند