تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
اسمائى است . و دست راست مظهر عالم ارواح است و دست چپ مظهر عالم عناصر ، و هر يك از دو دست داراى فصل‌ها و اصل‌هايى است : 258 / 5 فصل‌هاى هر كدام چهارده است و هر دو بيست و هشت فصل دارند كه باطن آنها حقايق حروف بيست و هشت‌گانه است كه چهارده حرف آنها نقطه‌دار است و چهارده بىنقطه ، هم‌چنان كه مظاهر آنها از اصول صور عالم بيست و هشت منزلت است : چهارده ظاهر است و چهارده باطن . 259 / 5 و اما اصولى كه مظاهر آنها انگشتان است : پنج تا داراى درجات عالى است و برترين و فراگيرترين آنها از حيث احاطه علم است ، و آن اصل متوسط است و از جهت راست آن دو اصل است : حيات به واسطهء انگشت سبابه ( انگشت نشان ) و قدرت به واسطهء ابهام ( انگشت شست ) و از جهت چپ آن اراده و قول است ، و هر اصل آن داراى سه فصل است ؛ جز اصل قدرت ، چون آن به واسطهء دو سرّ بزرگ داراى دو فصل است : يكى اين‌كه هر يك از چهار تعلق‌شان عمومى و همگانى است - بر خلاف قدرت - براى اين كه حكم آن جز آن‌كه بر ممكن تعلق بگيرد باز داشته شده است . و ديگرى اين‌كه چگونگى تعلق قدرت به مقدور روشن نيست ، چون كارش در آغاز ايجاد در نهايت پيچيدگى و ابهام است ، براى اين‌كه تجلى وجودى كه نورش بر ممكناتى كه در ذات خودشان در تاريكىهاى امكانات‌شان پنهان و پوشيده‌اند گسترده است غير مجعول است و ممكنات از حيث حقايق متعيّن‌شان در علم حق تعالى توصيف به جعل نمىشوند . 260 / 5 بنابراين از اثر قدرت جز اقتران و جفت شدن وجود مفاض به عين ممكن تعقّل نمىشود ، و آن‌چه براى كاملان از اقتران صورت مىبندد حركتى معقول است كه موجب اتصال مىگردد ، در حالى كه هيچ حركتى در معانى و حقايق مجرد بسيط قابل تصور نيست ، با اين‌كه اين‌جا مقام ابهام است لذا ابهامى كه مظهر قدرت بود مفصل است ، با اين كه بيان نارساتر و معذورتر از آن است كه بگويد اثر قدرت ؛ امر وجودى نيست ؛ بلكه تنها از اثربخشى برخى نسبت‌ها حاصل آمده است ، اين بيان حضرت شيخ قدس سره بود . 261 / 5 سپس در اصل تلقّى ( برداشت ) وجود گوييم : بدان تلقياتى كه در مقام تنزّل