( فرود آمدن وجود در قوس نزولى ) واقع است ؛ همانطور كه گفتيم عبارتاند از حكم خفا و ظهور ، يا ظهور از خفا به صورت افتراق ( پراكندگى ) و بسط ، و يا خفاى از ظهور است به صورت جمع و قبض .
262 / 5 فرغانى گويد : تعيّن و تجلى اول داراى وحدت و جمع و اجمال حقيقى است و تفصيل نسبى آن اعتبارات واحديت است كه مندرج در آن است ؛ و جمع اين تفصيل نسبى عبارت است از تعيّن و تجلى دوم واحدى ، و تفصيل اين كثرت معلومات و كثرت نسبى است كه به واسطهء اسماء ظاهر است ، و جمع اين تفرقه و پراكندگى حقيقت قلم اعلا و وجود آن است ، و تفرقهء آن حقيقت لوح محفوظ است با آنچه كه ارواح و روحانيات اشتمال بر آن دارد ، و جمع اين عين هبائى و تفرقهاش عرش و كرسى و تمام صور مثالى است ، و جمع اين عنصر اعظم و تفرقهء آن اركان ( عناصر چهارگانه ) و آسمانها و مولدات ( سهگانه ) با تمام صور ؛ اجناس و انواع و بعضى اشخاصشان مىباشد ، و جمع حقيقى و اجمال غايى اين تفرقه صورت آدم است ؛ و تفصيل او از حيث كليات ؛ آنچه كه معنا و صورت جامع او بوده ؛ حقايق خلفا و كاملان مىباشد ؛ بلكه هر يك از آنان جمع و اجمالاند نسبت به تفرقهء هر كس از قومش كه تحت حيطه و فراگيرى او مىباشد ، خواه پذيرا و قابل باشد و خواه ناپذيرا و سركش ، و صورت جمعيّت همگان - چه تابع و چه متبوع آنان - صورت محمدى اكمل و معنا و حقيقت اجمع ( و تمام ) او مىباشد ، و تفرقهء اين احديت جمعى ؛ حقايق كاملان و خلفا و اقطاب و ابدال و هر كس كه در تحت حيطهء هر يك از امت محمدى قرار دارد مىباشد ، اين سخن فرغانى بود .
263 / 5 سپس گوييم : در اختلاف اين تلقيات و اسباب ( جمع سبب ) و اصل آن در تفسير گويد : چون مراتب اسماء به هم ارتباط دارند و احكام آنها به هم گره خورده و به واسطهء توافق و تباين - كه آشكار كنندهء حكم ابرام و نقض ( تثبيت و تبرئه ) است در هم تداخل يافتهاند ؛ احوال خلق مختلف و متفاوت گرديده است ، براى اينكه اجتماعات احكام اسمائى بر انواعى چند است كه بين آنها كيفيّات معنوى كه متصل و مقرون به تقابلات روحى است حصول پيدا مىكند و در اين بين چيزى كه شباهت به مزاج دارد حادث و پديد مىآيد ؛ و همانطور كه گفته
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 739
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٧٣٩