سزاوارتر است ، چنانكه فرمايد :
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
، يعنى : چگونه آنكه خالق است و همو دقيق و كاردان است علم ندارد ؟ ( 14 - ملك )
249 / 5 از اين مطلب دانسته مىشود كه هر موجودى - حتى مورچه - در طاعت ذاتى خودش است و از هيچ موجودى هيچ حركت و سكونى جز به فرمان و ارادهء او صادر نمىشود ، و از اين جهت بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من عرف نفسه فقد عرف ربه ، يعنى : هركس خودش را شناخت خداى خودش را شناخته است .
250 / 5 بدان كه در انسان خاصيت معادن ( يعنى حفظ صورت ) كه عبارت از كون و فساد مىباشد هست ، و خاصيت نبات از غذا و رشد هست ، و خاصيت حيوان از حس و حركت ، و خاصيت انسان از نطق و انديشيدن و استخراج علوم و صنايع و خاصيت فرشتگان از طاعت و حيات هست ؛ بلكه او را خاصيت كلى تمام حيوانات هست ، يعنى از به دست آوردن منفعت و بر طرف كردن ضرر ؛ يا با زور و غلبه - مانند درندگان - كه اين دسته پادشاه حيواناتند و يا از روى تملق و چاپلوسى - مانند سگ و گربه - و يا از روى مكر و حيله - مانند عنكبوت - بنابراين انسان مسلّح مانند خارپشت و سنگپشت است و گريزنده مانند پرنده و خرگوش و در حصار درآمده ( پناهنده ) مانند حشرات و حيلهگر مانند كلاغ زاغى و شجاع مانند شير و ترسو مانند خرگوش و بخشنده مانند خروس و بخيل مانند سگ و بالنده مانند عقاب و وحشى مانند پلنگ و همدم مانند كبوتر و بد ذات مانند روباه و سالم مانند گوسپند و تيزتك مانند آهو و كندرو مانند خرس و عزيز و ارجمند مانند فيل و خوار و ذليل مانند دراز گوش و شكيبا مانند برّه و كينهتوز مانند شتر و بردبار مانند گاو و چموش مانند استر و زبان بسته مانند ماهى و زباندار مانند ملخ و آزمند مانند خوك و صبور مانند درازگوش و مبارك مانند طوطى و شوم مانند جغد و نافع مانند زنبور عسل و زيانمند مانند باز .
251 / 5 خلاصه آنكه هر موجودى داراى نظيرى است و در خاصيت با انسان اشتراك دارد ، جز آنكه محققان در اينباره بر سه مشرب و مشهداند :
252 / 5 نخست مشرب و مشهد تمامى حكما و علماى رسمى ظاهرى است كه انسان نسخه و دستنويس مختصر از تمامى مجموع عالم است .