تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
كشف و مشارك در مشرب قريب باشد - از قواعد اثربخشى و اثرپذيرى گفته آمد ، مثل اين‌كه : آثار مربوط به هيآت اجتماعى است و هيچ اثرى براى هيچ كس از حيث احديتش نمىباشد ، بلكه به واسطهء واحد متكثّر مىباشد ، و در واقع هيچ چيزى در آن‌چه كه مغاير او است - يعنى از حيثى كه بدان از اثر گذار در خود امتياز مىيابد - اثر نمىگذارد ، و واحد - از آن جهت كه واحد است - در كثير - و برعكس - اثر نمىگذارد ، بلكه واحد داراى كثرت نسبى است و كثرت داراى احديت جمع خود ، و چون حكم به اثرگذارى بين آن دو شود ؛ از آن حيث است كه آن دو متغاير هم نيستند ، و چون چيزى در چيزى كه داراى جزو و يا نسبتى جامع است اثر گذارد ؛ اين نسبت همان محل اثر و درخواست آن است ، در اين صورت شئى ؛ اثر گذار در خودش است ولى به اعتبار آن‌چه كه از جانب او است در آن‌چه كه از جهتى غير ناميده مىشود ، و يا آن‌كه در آن‌چه مغايرت با او ندارد - جز آن‌كه در مرتبهء ديگرى ظهور او است - ( اثر ) مىگذارد ، در اين صورت موجب اختلاف - با بقاى عين در احديت خودش و در نفس خودش آن‌گونه كه بر آن است - مىگردد ، و تمام اين قواعد در نفحات آمده است . 201 / 5 سپس ( گوييم : ) اثر گذار حقيقى در تمام موجودات حق تعالى است ولى نه از حيث هويّت اطلاقى احديش ، بلكه در ظهور به واسطهء ذات احديش اثر مىگذارد ، و در تعيّنش به نسبت‌هاى اسمائى و شئون ذاتيش كه متعيّن به استعدادهاى قوابل‌اند و مشخص كنندهء صور آنها ، و صور در حقيقت صور براى نفس اسماءاند كه عبارت از احوال ذات مىباشند ، و پيش از اين گفته شد كه شئى ؛ اثر گذار در خودش است ولى به اعتبار آن‌چه كه از جانب او است در آن‌چه كه از جهتى غير ناميده مىشود و يا آن‌كه در آن‌چه مغايرت با او ندارد - جز آن‌كه ظهور اوست - ( اثر ) مىگذارد و موجب اختلاف مىگردد ، بنابراين اثر گذار ذات حق است ؛ از حيث ظهور به شئون و احوالش كه عبارت از تعقلات تعيّنات است ، و اشياء كه تعيّنات تعقلات‌اند صور احوال او مىباشند . 202 / 5 و از آن جهت كه تعقلات باطن تعيّنات‌اند و تعيّنات صور آنها ؛ گاهى گوييم : هيچ اثرى در ظاهر جز به واسطهء باطن نمىباشد ، و ديگرگاه گوييم : اين شئى در آن شئى اثر مىگذارد ، و تحقيق آن‌كه گوييم : اثر گذار در همهء موجودات ذات او است و آثار ؛ صور احوال