تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
حقيقتش اين حكم مطلق را در مقام محاذات و برابرى درست ادراك مىكند ، و از بين رفتن حجاب‌هايى كه حايل بين او و بين آن‌چه كه شأن آن اطلاق است به سبب محاذات با يكى از دو وجه ديگر حقيقتش امكان‌پذير است . 205 / 5 اگر گويى : در تفسير فاتحه آمده كه : انسان بسيط خالص است و حقيقت را آن گونه كه هست ادراك نمىكند ، چون ادراكش جز به واسطهء اعتبار حيثيت‌هاى چندى قابل تصور نيست . 206 / 5 گويم : اين در غير محاذات درست است ، و چون دانستى كه اثر در آن‌چه از او و در او ظاهر است از باطن مىباشد بدان : هرچه تعدّد دارد و داراى شمار است ؛ تفصيل حكم احوال باطن است كه در وجود ظاهر شده است ، با اين‌كه باطن نيز از حيث وحدتش عين وجود است - ولى بدون تعيّن مظهرى - . 207 / 5 پس دانستى اثر عبارت است از صورت شأنى از شئون حق و حالى از احوالش ، و سرّ آن اين حال است و اثرگذار - در اعتبار كردن - باطن آن است و اثرپذير ظاهرش ، و در حقيقت هر دو ذات اويند ولى به واسطهء دو نسبت ظهور و بطون كه نسبت به مدارك ما تحقق دارند - نه در واقع - و دانستى كه نسبت اثر به چه كسى درست است و چه زمانى درست است و از چه وجهى امكان دارد و از چه وجهى ندارد ، پس ( نسبت اثر ) به مظاهر - از حيث باطن آنها - درست است و نسبت ( آن ) به باطن‌ها از آن حيث كه از حيث ظهور - بالذات و للذات - احوال‌اند درست است ، و راز بيان آن كس را كه گفت : حق تعالى ذاتا قادر است چون در حقيقت اثربخش است و قدرتش عين ذاتش مىباشد خواهى دانست ؛ چون آن ( قدرت ) نسبت است و نسبت داراى وجودى نيست ، و راز بيان آن كس را كه مىپندارد قدرت غير است و در وجود صفتى زايد است خواهى دانست ، يعنى او به واسطهء جمود و بسنده كردن بر ظاهر مىپندارد كه تميّز ؛ در حقيقت همان تميّز در وجود است ، و راز بيان آن كس را كه افعال را براى بندگان ثابت مىكند خواهى دانست ، يعنى از حيث صورت و به سبب تعيّن آنها ( افعال ) به حسب آنان ، و نيز راز بيان آن كس كه افعال را از بندگان نفى مىكند ، يعنى از حيث حقيقت خواهى دانست . 208 / 5 در اين حال مشاهده خواهى كرد كه هر دسته‌اى از وجهى درست مىگويند ، ولى