همگى با ذات آن مناسبت دارند ، بلكه آن عين هر يك از آنها است ؛ با اينكه آنها با هم تضاد دارند ، و با اينكه طبيعت جامع تمام آنها است امكان ظهور براى هيچ يك از آنها - و همينطور بدون وجود - نمىباشد ، در اين صورت اجتماع آنها مستلزم ظهور و ادراك آنها است ؛ و اجتماع نسبت و يا حالتى است كه در ذات خود وجودى ندارد ، و اين چگونه مىشود ؟ در حالى كه صورت تو نتيجهء آن ( اجتماع ) است و اصل و برترين آن طبيعت است ، و چون دقت نظر در صورت كنى ؛ آن را چيزى زايد بر آن ( طبيعت ) نخواهى يافت ، با اين همه طبيعت عين آنچه كه ظاهر شده نيست و به آنچه كه از آن ظاهر شده نه كمى و نه زيادى نمىپذيرد .
109 / 5 و اما روحت را كه مىپندارى مدبّر صورتت است ؛ سخن در آن گستردهتر است و راز آن مشكلتر مىباشد ، و از كنه پروردگارت سئوال مكن ( چون روح از نفخ او است ) و اگر اهتمام به فهم آنچه كه ترا آگاهى بخشيدم به ورزى شگفتىهاى عجيبى خواهى ديد و رازى را كه صاحبان خرد را حيرت زده كرده خواهى دانست ، و آن اينكه كيفيت حاصل به سبب ايجاد ؛ در مراتب آشكار مىشود ؛ ولى آنگونه كه در علم حق سبحان است ، بلكه اصولا استجلائى متفاوت است به حسب تفاوت علم ناظر در مرتبه - به آنچه در آن ( مرتبه ) بالفعل است - علمى نظرى و يا شهودى ؛ و به حسب اثربخشى مرتبه در ناظر « 1 » .
110 / 5 در اينباره گوييم : اگر مشهد ( علم شهودى ) ناظر ؛ يعنى تنوع حاصل در آن در مرتبهاى از مراتب و مقامى از مقامات ادراك شود ؛ چون تعدّد وجود و تكثر آن به حسب تعدّد مراتب و مقامات است ؛ در اين صورت ناظر ؛ در احكام نسبتهاى مرتبه و وجوه و رقايق آن انتقال دارد ، نه در ذات صاحب مرتبه و حقيقتش كه حاصل در آن ( مرتبه ) است ، و اگر تنوعش اضافهء به مشاهدهاش شود ؛ ادراك او است مر احديّتى را كه احكام اين كثرت نسبى به آن باز مىگردد ، چون حقيقتا در ذات كثرت نيست ؛ و احديت را كانون احكام مرتبه و مقام ؛ و چگونگى حاصل از ايجاد را - از حيث آن ( احديت ) - مشاهده مىكند ، اين به واسطهء ادراكش
هامش
( 1 ) - در اينجا سخن حضرت شيخ قدس سره در تفسير پايان پذيرفت . م