تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
و يا ( برابريش با ) غير خودش لازم مىآيد ، و غير او نسبت عدمى است ، لذا اثربخشى معدوم در موجود لازم مىآيد ؟ 104 / 5 سپس حضرت شيخ قدس سره گويد : گمان مدارى كه اين حيرت سببش نارسايى ادراك است ، بلكه حكم آن پس از كمال تحقق به معرفت و شهود و مشاهدهء سرّ هر موجود و آگاهى تمام بر احديت وجود ظاهر مىگردد ، براى اين‌كه هركس فراخى يافت جمعيت پيدا كرد و احاطه يافت و به گردش درآمد و حيرت زده گشت ، و حيرت‌زده نگشته بلكه راه افتاده و راه را پىسپر كرده ؛ و همسايگى پيدا نكرده بلكه در غيب پروردگارش وطن گرفته و به واسطهء شئونات گوناگون او گوناگون گشته ، البته به حسب خودش - پس از كمال استهلاك به او و در او - و اين مقام براى سالك سيّار نيكوسرايى است . 105 / 5 سپس حضرت شيخ قدس سره گويد : شايد فهم تو از ادراك سرّ حيرت رمندگى كند و معذورى ، در حالى كه من در بيان آن محلّ تصرف پروردگارم هستم - نه مجبورم و نه مختار - و اكنون از آن نردبان بلند - براى تفهيم به واسطهء تمثيل و نشان دادن راه - پائين مىآيم . 106 / 5 بدان كه : خواه مرجح ( برگزيده ) نزد تو روش متكلمان باشد و يا نظر متفلسفان ، شكى نيست كه مدرك ( ادراك شوندهء ) از اجسام ؛ مركّب از جوهر و عرض و يا هيولا و صورت است ، و جوهر جز به واسطهء عرض ظاهر نمىشود و عرض هم موجوديّت جز به واسطهء جوهر نمىيابد ، هم‌چنان كه هيولا جز به صورت موجوديت نمىيابد و صورت جز به هيولا ظاهر نمىشود ، و معقوليت جسم متعيّن در اين بيان عبارت از معنايى است كه امكان دارد در آن ابعاد سه‌گانه ( طول و عرض و عمق ) فرض شود . 107 / 5 سپس گوييم : هيولاى مجرد ( بدون صورت ) در نزد اهل نظر عقلا قسمت‌پذير نيست ؛ و همين‌طور صورت ، با اين‌كه با درآمدن صورت در هيولا هر دو جسمى گرديدند و قسمت‌پذير شدند ، پس آن‌چه كه ذاتى آن است قسمت‌پذير نيست ؛ و ( در هيولا و صورت ) جز اجتماع چيزى حادث و پديد نيامده ؛ و آن ( اجتماع ) هم جز نسبتى - مانند ديگر نسبت‌ها - نمىباشد ، اين را نيك بفهم . 108 / 5 سپس ( گوييم : ) طبيعت معناى مجردى است كه شامل بر چهار حقيقت است و