كه اوّلين صورت وجودى را پذيرفته است ، يعنى از وقتى كه نه حيث بود و نه هنگام ؛ يعنى نه مكان بود و نه زمان ؛ بلكه حين مفارقت و جدا شدن نسبى مرتبهء تعيّنش از مرتبهء علمى الهى ، چون آنجا غير حق را شيئيت وجود نبود و اين مفارقت نسبى بوده نه حقيقى ، چون آن انتقالى معنوى بود كه از وجود علمى - به واسطهء شيئيت ثبوت - به وجود عينى ( خارجى ) و شيئيت وجود بيرون آمد ، و سير معنوى انسان در تفسير فاتحه به آميزش و تلبّس او به احوال مرتبهاى پس از مرتبهء ديگر و رنگپذيريش به احكام آنها ( مراتب ) تفسير شده است ، و اين تلبّس و آميزش همان تقلّب و دگرگونى و انتقالى است كه گفته شد ، و ظهور صورت انسان علمى بر وحدتش در مظاهر وجودى يكى پس از ديگرى - به حسب تمام قابليت در هر مظهرى - به حكم حبّ اصلى و اقتضاى احدى است كه نسبتهايش به حسب مظاهر متعدد مىباشد ؛ و اين به نام تقلّب و دگرگونى و انتقال ناميده مىشود .
114 / 5 حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد : بدان كه سير ذاتى اصلى نسبت به حقايق كونى و اسماء و ارواح و اجرام و تمام تطورات و دگرگونىهاى وجودى ؛ دورى و گردشى است ، پس سير اسماء به واسطهء ظهور آثار آنها است و سير حقايق به واسطه تنوعات و گوناگون بودن ظهورات آنها است و سير ارواح به واسطهء توجه آنها است ، يعنى يارى خواستن از حق تعالى است به توجهى ؛ و يارى دادن است به توجهى ديگر ؛ و به واسطهء مواظبت بر آنچه كه اختصاص به آنها ( ارواح ) دارد ، يعنى عبادت ذاتى با دوام تعظيم و بزرگداشت و شوق ، و سير طبيعت به واسطهء به دست آوردن آنچه كه از آن صفت همگان و حكمش ظاهر مىشود ، اين را نيك بفهم . و اما سير خصوصى از وسط است و دو سر خط به آن منتهى مىشود ، و خط مستقيم و راست كوتاهترين خطها است و در نتيجه نزديكترين مىباشد ، و نزديكترين راهها به حق تعالى كه به نام شريعت شناخته شده و سعادت را - با روى آوردن و توجه بدان - همراه دارد همان راه راست و صراط مستقيم است كه در شريعت محمدى بدان آگاهى داده شده . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
115 / 5 از اين ( تفسير حضرت شيخ قدس سره ) فهميده مىشود كه سير عبارت است از آميزش احوال پىدرپى ، و آن همانگونه كه به وجود و تجلى ذاتى انتساب مىيابد ؛ به اسماء و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 691
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٩١