تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
ذات را نمىداند كه چه اقتضا دارد و از كنه و تخوم غيب خود چه چيزى را تعيّن مىبخشد و آشكار مىكند ، لذا بر هشدارهاى الهى حكم مىكند ؛ به ويژه وقتى كه راز وقت را كه به واسطهء مظاهر رسالاتش مىرسد و حامل انواع احكام مراتب اسماء و صفات او است شناخته است . 88 / 5 اما حيرت متوسطان ؛ حضرت شيخ قدس سره پس از آن‌كه راز آن را بيان داشت و به اضافهء كشفش آن را از فوق مشاهده مىكند مىگويد : چون حال به ذات خود جز به آرامش اقتضا نمىكند ؛ لذا حال بعضى بر بعض ديگر وارد مىشود ؛ مانند حال موسى و خضر عليهما السلام و همگى به خدا - و به آن‌چه خدا او را آموخته - استدلال مىكنند ، و خداوند راست گفتار است و همگى از جانب او عدل است ، ولى :
فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
، يعنى : بالاتر از هر صاحب دانشى دانشورى است ( 76 - يوسف ) و هيچ سختى و بلايى نيست جز آن‌كه بالاتر از آن سختى و بلايى است ، و حال من با اين كه بقاياى آن عطاهاى اقدس كه خاص كاملان است برايم حاصل بود ؛ سزاوارتر به عدم آرامش بود ، و سبب آن اين‌كه : تعيّنات تجليات اسمائى تابع خلق‌اند - تبعيّت خلق در حكم و حال به آنها ( يعنى تجليات اسمائى ) - و چون هر اسمى از وجهى غير وجه ديگر عين مسما است ؛ لذا حكم وجه مغايرت بر محجوبان از اهل عقايد غالب است و حكم وجه اتحاد بر اهل اذواق مقيد ، و بزرگان و اكابر ؛ صاحب جمع و احاطهء به تجلى ذاتى و حكم مرتبهء احديت جمع‌اند ، لذا به هيچ معتقدى مقيد نمىشوند ولى هر اعتقادى را ثابت و برقرار دارند و جهات درستى و نادرستى نسبى را در تمام مىدانند ، براى اين‌كه حكم علم و شهود آنان در هر حال و مقامى جارى و سارى مىشود ، و آنان صاحب اصل تجلى ذاتى - كه مشترك بين مردمان است - مىباشند . 89 / 5 و امّا راز حيرت كاملان وجوهى چند دارد : نخست اين كه ايشان كمال الهى را مشاهده مىكنند كه تمام صفاتى كه حسن و نيكويى آنها آشكار و يا پنهان است همگى خاص او است و بازگشت آنها هم به او است و آنها از آن جهت كه صفات اويند همگى حسن و نيكويند . سپس ( گوييم : ) حيرت از جملهء صفات او است ، لذا آن حضرت ( ص ) از خداوند روايت مىكند كه فرموده : در هيچ چيزى كه فاعلش خودم بودم ترديد نكردم مگر در گرفتن