است بالفعل حاصل مىباشد - علمى نظرى و يا شهودى و به حسب اثرگذارى مرتبه در او -
83 / 5 اين جا دو امر پيدا مىشود : نخست اينكه چگونگى وجود انسان ؛ از آن جهت كه حق تعالى پديد آورندهء او است ، و گويى كه مراد از مفتاح بودن مفاتيح اوّلين كه آنها را جز خدا كسى نمىداند آن ( مرتبه ) است ، همچنان كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير گفته : نه آشكار مىشود و نه تعيّن آنها از جهت نظرى و يا شهودى دانسته مىشود ، و اين بدان جهت است كه محل حيرت بزرگان اهل الله از كاملان مىباشد ؛ تا چه رسد به غير ايشان ، براى اينكه كاملان را نيز در علم به خدا و به ايجاد او حيرتى است كه بعضى عميقتر از بعض ديگر مىباشد ؛ اگر چه حيرتشان محمود و پسنديده است .
84 / 5 توضيح اين با استنباط از آنچه حضرت شيخ قدس سره در تفسير آيهء « و لا الضالين » - پس از آنكه بيان داشته ضلالت همان حيرت است - گفته : حيرت در خدا يا مذموم و ناپسند است و يا محمود و پسنديده ، حيرت مذموم حيرت عامه و متوسطان است و حيرت محمود حيرتى است كه بزرگان آن را تمنّا مىكنند و جاودانه در آن ترقى دارند .
85 / 5 اما حيرت عامه در خدا ؛ مطلوب و طلب و سرّ آن اين است كه انسان نيازمند است و در هر نفسى ذاتا طالب است و مطلوبش كمال متعيّن است به حسب همّتش و مناسبتش كه باعث و برانگيزانندهء طلب است ، پس مادام غايتى كه آن را اراده نكرده باشد و يا اعتقادى كه بدان معتقد نشده باشد او را نباشد ؛ همينطور حيرتزده باقى مىماند ، چون نشأهء مقيد او را بىنيازى از امرى كه نفسش را بدان مربوط سازد و يا اعتقادى كه بر آن تكيه كند نيست ؛ و همينطور در شغل و حرفهاش ، و چون مناسبت مرتبيّت از جهت ديدن و يا شنيدن او را جذب كرد و كشيد ، به آنچه كه مناسبش است جذب و كشيده مىشود ، بنابراين اختلاف انگيزهها سبب پخش شدن و كثرت اديان و مذاهب - آنگونه كه حق تعالى آن را به واسطهء رسولان و انبياء و هر پيشواى صاحب حقى معين كرده است - مىباشد .
86 / 5 اين حيرت حكمش شمول و فراگيرى دارد و اولين چيزى كه آن را زايل مىكند مزيّت دادن مطلب است و بعد شناخت راه رسيدن و سپس سبب حاصل شده و پس از آن يارى كردن در تحصيل و به دست آوردن و بعد از آن شناخت بازدارندهها و چگونگى از بين بردن
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 682
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٨٢