حقيقت آنچه را كه حق تعالى ارادهء ايجادش را كرده است ، سپس ( گوييم : ) تعيّن وجودى و احكام آن به حسب تعيّن آن شأنى است كه همان اسم مىباشد .
80 / 5 اگر گويى : متماثلات و همانندهايى كه در صورت معلوميت - يعنى حقيقت مشترك - با هم اتحاد دارند ؛ چگونه احكام و صور آنها با هم اختلاف دارند ؟ در حالى كه مدبّر و اداره كنندهء همگان اسمى است كه به اين حقيقت تعيّن يافته است ؛ بنابراين اسماء نيز متماثل و همانند هماند ؟
81 / 5 گويم : بين هر اسمى با اسمى ديگر فرقهاى گوناگون است - اگرچه مثل هم بودن توّهم شود - براى اينكه اتحاد دو چيز از تمام جهات محال و ممتنع است ، بنابراين اختلاف جز به واسطهء اختلاف بعضى از حقايقى كه مجموع از آنها تعيّن يافته نمىباشد ، پس به سبب اين براى هر مجموعى اسمى مستقل تعيّن پيدا مىكند و تكرار در تجلى محال است ، چون پيش از اين گفته شد كه آن ( تكرار در تجلى ) بيهوده و تحصيل حاصل است .
سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است ؟
محتمل است سئوال از چگونگى وجود او از آن جهت كه صادر از حق تعالى است و حق تعالى پديد آورندهء او است و ( سئوال ) از چگونگى او كه به حسب مراتب سير و اطوار استيداعى و استقرارى او حاصل آمده است باشد 82 / 5 جوابش اينكه : كيفيت و چگونگى وجود از حيث نفس ( خود ) ايجاد نه هويدا مىشود و نه آشكار ، چون آن مقام حيرت كاملان است ؛ اما چگونگى و كيفيّتى كه به واسطهء تعلق ايجاد - به حسب اطوار مذكور - حاصل آمده است هويدا و آشكار مىشود ، ولى نه آن گونه كه در علم حق تعالى مىباشد ، بلكه هويدا شدنى كه از جهت كمال و نقص - به حسب نسبت ناظر در مرتبه و متفكّر در آن - متفاوت است ، يعنى هر مناسبتى كه با آن در حال نظر در آن و مشاهدهء آنچه كه در آن است و به حسب بهرهوريش از اين مرتبه و مقتضى حكم آن ( مرتبه ) در او به دست آمده حاصل مىباشد ، يعنى به حسب علم او كه به مرتبه و آنچه در مرتبه