تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
شطر همان شطر جدا شدهء از غيب مطلق الهى است كه اصلا در آن تعيّنى نيست ، و محل كلى براى وجود او عبارت است از دايرهء مرتبهء « عمائى » كه محل نفوذ اقتدار ( و يا اقدار ) و پهنهء جامع ممكنات است ، و اين وجود در اين دايره به حكم احديت جمع الجمع است ؛ يعنى اطلاق وجود احدى شامل ، براى اين‌كه كمال ذاتى اطلاقى او - به واسطهء پيرويش مر تجلى ذاتى را كه تجلى كمالى اسمائى منبعث از او است - حكمش ظاهر در هر چيزى است ؛ حكمى كه به حسب پيش بودن تعيّن جملى او به واسطهء اسماء ذاتى - كه آنها را جز كاملان نمىدانند - در مرتبهء ذاتى جامع مذكور وارد است - نه در مرتبهء مرتبيّت - براى اين‌كه مراتب ؛ محل‌هاى تفصيل احكام و تعيين آنهايند ، و حكم در وجود و ظهور از آنها ( مراتب ) نمىباشد . 76 / 5 و توضيح آن از تفسير حضرت شيخ قدس سره - با اين‌كه بارها نقل شده - اين است كه : سرّ احديت جمع از حيث نسبت اراده - كه همان سرّ حبّى است - در امر ظهور داراى سلطنت و غلبه است و از حكم قهرى كه از لوازم محبت است و از حكم غيرت كه تابع احديت است خالى نيست ، لذا حكم احدى قهرى تعلق به كثرت گرفت ؛ يعنى از آن حيث كه او را از جهت عزت و بزرگى از همسايگى با كثرت منافى است - ولى پس از ظهور تعيّنات آنها - از اين روى امر ؛ جدايى مقام وحدت را از كثرتى كه در مرتبهء پائين‌تر از آن است اقتضا كرد ، زيرا اثر گذارى چيزى در خودش - از حيث وحدت و بساطتش - غير ممكن مىباشد . 77 / 5 و چون در غيب الهى تعدّد وجودى نيست ؛ لذا اين تعدّد از حيث نسبت‌ها معنوى است ، بنابراين حكم احدى در نسبت علمى با شروع در تحصيل مقصود - كه آشكار كردن عينش مىباشد - جارى و سارى شد و غيب الهى دو بخش شد و در يكى از دو بخش نسبت وحدتى كه كثرت - از حيث احكام متعددش - بدان استناد داشت جدا گشت ، لذا مرتبهء اسم « ظاهر » به واسطهء جدا شدن از مرتبهء غيب تعيّن يافت ؛ و تعيّن ؛ به ذات خود و متعيّن به آن ( تعيّن ) - پيش از آن‌كه تعدّد براى معدود ظاهر شود - تعيّن يافت ، و بخش ديگر در مقام بلند عزّت و كمالش كه از تمام قيدها - جز تعلق اجمالى - مبرّاست باقى ماند ، و بخش ناميدنش به واسطهء تعيّنش در ذات خودش نيست ؛ بلكه بدان سبب است كه از آن بخشى تعيّن يافته كه دليل بر او گرديده است .