78 / 5 سپس ( گوييم : ) آن ناگزير از حافظ و نگهدارندهاى است كه حدّ فاصل بين دو بخش را حفظ مىكند و بخش جدا را از اتحاد با اصلش باز مىدارد تا اسم « ظاهر » و احكام آن پيوسته باقى بماند ، براى اينكه اشيا تمايل به اصل خود دارند و احديت صفت اين حدّ است كه گفته شد ، پس آن معقولى غيبى و پنهان است كه مطلقا ظاهر نمىشود ، سپس ( گوييم : ) نگهدارندهء اين حد حق تعالى است ولى از حيث باطن اسم « ظاهر » و نسبت جامع بين ظاهر و باطن ، و اين حقيقت نگهدارنده - يعنى چيزى را كه حق تعالى حد را از حيث آن نگه مىدارد - مرتبهء انسان كامل است كه برزخ بين غيب و شهادت مىباشد و آينهاى است كه در آن حقيقت بندگى و سرورى ( عبوديت و سيادت ) ظاهر مىشود ، و اسم مرتبه به زبان شرع « عماء » است و صفتش احديت ؛ و صفات متعيّن در آن - همگىشان - اسماء ذاتىاند ، و صورت معقول كه از مجموع اين اسماء متقابل و احكام آنها - از حيث بطون آنها - حاصل آمده است عبارت از صورت الوهيت مىباشد . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
سئوال سوم در چه چيزى انسان پديد آمده است
يعنى در كدام مرتبه از مراتب كلى الهى كه فراگير افراد خودش مىباشد و نيز در كدام مرتبه از مراتبى كه اختصاص به هر كلّى دارد ؟ 79 / 5 جوابش اينكه : او از جهت حق - به وجه كلى - در دايرهء مرتبهء « عمايى » كه بارها شرح داده شد پديد آمده است ، ولى از جهت خصوصيّت هر موجودى ؛ در مرتبهء خاصى كه منسوب به « عماء » است پديد آمده كه به واسطهء نسبتهايش محيط به تمام مراتب كونى و الهى اسمائى مىباشد ، و ايجاد مذكور ؛ مانند ايجاد - مطلقا - از حق تعالى ؛ از حيثيّت اسم « ظاهر » و « نور » و « خالق » و ديگر از اسماء كلى حصول پيدا مىكند ؛ ولى به حسب شأن ذاتى الهى در اين شأن ؛ صورت معلوميّت آنچه كه حق ارادهء ايجادش را كرده - خواه انسان باشد و يا غير انسان - تعيّن مىيابد ، و اين شأن عبارت از اسمى است كه هركس پديد آمد - به حكم تعيّنش - استناد به آن مىيابد ، يعنى تعيّن شأن ؛ به حسب تعيّن صورت معلوميت آن است ، يعنى