در هر حال تركيبى با يكى از آنها است ، امّا از حيث مرتبه ؛ با حكم جمعى است ؛ و امّا از حيث ظهور وجودى ؛ با اوّليّت و احاطه است . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
73 / 5 سپس ( گوييم : ) حكم در آخر به واسطهء اغلب آنچه حكمش از اسماء استقرار مىيابد است و آن جز عين آنچه كه حكم اوّليّت در نخست برايش - در هر مرتبهاى كه مىخواهد باشد - ثابت شده نيست ، چون گفته شد خاتمه عين سابقه و انجام همانند آغاز است ، و در بين مبدأ و غايت ؛ آنچه كه اوّل صفت اغلبيّت بوده - بر آنچه مشارك او در ظهور از اسماء است - به دست مىآيد ، و اين به دست آوردن از حيث اثربخشى بعضى حقايق و اثرپذيرى بعضى ديگر - در بين دو طرف - مانند ظهور حرارت و گرمى در آب ؛ از اثربخشى آتش مجاور آن ؛ و در بدن و مزاج سرد ؛ از ملازمت پيوسته و دائم ، برخوردن غذاها و دواهاى گرم و حارّ مىباشد .
74 / 5 از اينجا بسيارى از رازهاى ارتباط بين حق و عالم - به اعتبار باطن بودن بعضى حقايق و اسماء و ظاهر بودن بعض ديگر و همينطور نقص و كمال - دانسته مىشود ، و نيز راز بيان الهى كه :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
، يعنى : امروز پادشاهى كراست ؟ خاص خداى يگانهء چيره و غالب است ( 16 - غافر ) دانسته مىشود ، براى اينكه نسبت پنهان بودن و آشكار بودن مانند شب و روز است كه به نيروى يكى از آن دو ؛ ديگرى در احكام و آثار ضعف و سستى مىپذيرد ، ولى در مقام سلطنت و غلبهء باطن - مطلقا - نه خانهاى بر حال ظاهرش باقى مىماند و نه شهرى ، و يا گوييم : در مقام علم ؛ به استناد دو عالم به حجابهاى چهارگانهء مرتبهء جمع كه عبارت از مقام الوهيت است ؛ دانسته مىشود كه هيچ حكمى جز حكم خداوند يگانه چيره و غالب نمىباشد .
سئوال دوم از چه چيز انسان پديد آمده
يعنى از كدام مرتبه از مراتب وجود و تجلى ربانى وجودش تعيّن يافته است ؟ 75 / 5 جوابش اينكه : او از شطر ( پاره و بخش و جهت ) وجودى است كه به واسطهء تعيّنى كه جامع تمام تعيّنات است و به زودى بوى وجود ( خارجى ) را خواهد شنيد امتياز دارد ، و اين