تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
( نسخه ) اند ، البته اگر اعتبار امر زائدى كه عبارت از اجتماع است - و آن نسبتى عدمى است - نبود ، و مرتبهء اجناس را در عالم و انواع كلى را خواهد دانست ، براى اين‌كه اجناس عالم در آن وقت اجناسى حقيقىاند و انواع آنها هم انواع آنند . 41 / 5 جندى در شرح فصوص گويد : اجناس عالى در عالم عبارتند از : جوهر و نامى و حساس و ناطق و انسان . 42 / 5 و چون دانست و يا آن‌چه را كه برايش مقدّر است شهود كرد - و اين بستگى به اين دارد كه آگاهى بر مرتبهء علمى « عمايى » پيدا كند كه فراگير هر حقيقتى است و بوى وجود را به واسطهء آثار و لوازم آن ( حقيقت ) بشنود - مضاهات و همانندى حقيقتش را با حقيقت جامع كه بدان و در آن و از آن تمام اين حقايق و صور آنها ظاهر گرديده است خواهد دانست ، براى اين‌كه حقيقت جامع - به اعتبار اسم جامع ( الله ) كه متعيّن به آن است و نيز اسماء تفصيلى كه تحت آن مندرج‌اند - سبب ظهور مىباشد ؛ و به اعتبار كيفيات قابلى كه در آن است محل ظهور مىباشد ؛ و به اعتبار اين‌كه ظهور صفت آن است و مبدأ ظهور از آن آغاز مىشود - براى اين كه هرچه پيش از آن ( حقيقت جامع ) است غيب مطلق است - نسبت بطون و ظهور بدان برابر است ، چون آن دو ؛ به واسطهء نسبت تصور مىشوند - در حالى كه آنجا نسبتى نيست - . و صورت ارتباط كلى اصلى بين همگان ؛ و بين چگونگى ارتباطى كه حقيقتش از جهت جمع و تفصيل اقتضا مىكند دانسته مىشود ، و نيز اول بودن مراتب از جهت صورت دانسته مىشود كه ويژهء عرش است و سپس كرسى و پس از آن مركبات ؛ تا پايان مولّدات ( سه‌گانه ) و از جهت معنى دانسته مىشود كه خاص مرتبهء انسانى است و سپس از جهت ايجاد دانسته مىشود كه آن خاص قلم است و سپس لوح و پس از آن هباء و بعد جسم كل و بعد از آن عرش است تا آخرش ، و آخر بودن آن نيز همين‌گونه است . 43 / 5 سپس مقابلهء دو نسخه ( عالم و انسان ) را به تمام ذوق دوم ؛ كه عبارت از شناخت اشياء است به خدا - و از آن جهت كه عين حق‌اند - خواهد دانست ، يا به اعتبار احديت وجودى آنها در دو مرتبهء الوهى - از حيث بطون - و كونى - از حيث ظهور - و اين نظر عارف است . و يا به اعتبار اين كه كثرت آنها - اگر اعتبار شود - عبارتند از نسبت‌هاى اسمائى ، لذا