48 / 5 خلاصه آنكه كمال انسان سه مرتبهء كلى دارد :
49 / 5 نخست مرتبهء اصل كمال است و آن به واسطهء آگاهى بر حقايق اشياء است - آن گونه كه در علم حق تعالى هستند - و آن به واسطهء شهود و كشف آنها است يا در لوح - با ارتباط بعضى به بعض ديگر - و يا در مرتبهء علمى « عمايى » است - با دو طرف و وسطش - سپس مراقبت آنها و حضور با آنها و عمل به موجب خواطرى كه به ميزان شرعى و شهودى بر آن گذر مىكند .
50 / 5 دوم مرتبهء اكمليت است و آن به واسطهء فراگيرى معرفت تفصيلى است به تمام اسماء الهى و ملكهء تحقّق به آنها از جهت فعل و انفعال ؛ به طورى كه هيچ مانعى او را از اين باز ندارد .
51 / 5 سوم مرتبهء تمكّن از تكميل است مر هر كسى را كه مىخواهد ، و اين به واسطهء اتحاد ارادهء او است به ارادهء نخستين اصلى كه مدار حال تمام صور وجودى و معانى آنها كه قائم به آن ( اراده ) اند بر آن قرار دارد .
52 / 5 پس مرتبهء اول كمال آن چيزى است كه بدان و سرّ آن در تفسير ؛ تجلى جمعى گفته ، يعنى بين تجلى اسمائى با اقسام سهگانهاش كه آن به حسب اسم « ظاهر » و يا اسم « باطن » و يا اسم جامع بين آن دو ؛ و بين تجلى ذاتى با اقسام سهگانهاش كه عبارت از قرب فرايض و جمع بين دو قرب و فناى از هر دو است مىباشد ، و اين در آن مرتبه است كه حضرت شيخ قدس سره تجلى احدى را كه ظهور و تعيّنات و ترتباتش به حسب مراتب قوابل و استعدادهاى آنها متعدد است ؛ به حسب حال سالك قسمت كرده و تقسيمبندى جالبى نموده و گفته : اگر بر سالك حكم تفرقه - يعنى خالى نبودن باطن از آميزش با تعلقات - غالب باشد ، تجلى در او جامهء حكم صفت غالب را كه حاكم بر قلب است در بر كرده و به رنگ حكم كثرت كه بر او غالب است درمىآيد ، سپس به ديگر صفات نفسانى و قواى بدنى او ؛ و در آنچه از او صادر مىشود و حتّى در اذكار و عبادات او كه تابع نيّت و حضور اويند سارى و جارى مىگردد ، مانند رنگپذيرى نور بىرنگ به رنگهايى كه از شيشه بر آن مىتابد .
53 / 5 و چون امر حق تعالى به نهايت حد و مرز خودش رسيد ، حكم اين صفات از
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 670
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٧٠