19 / 5 سپس در خجستهترين ساعات در عالم حس ظاهر گشت و به نورش عالم را روشن ساخت ، همچنان كه مادرش حضرت آمنه خبر داده كه هنگام ولادت شرق و غرب عالم را روشن ساخت ، سپس عهدهدار تربيتش از گهواره تا زمان بلوغ اين تجلى اول و مفاتيح غيب - به واسطهء سرايتشان در اسماء و مظاهر آنها - بوده تا آنكه حرارت و گرمى مطلوبيّتش بر تجلى ؛ او را به غار « حراء » كشانيد و تابندگى محبوبيتش فرمانش داد كه متحقّق به سرّ اسراى :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى
، يعنى : منزه است آنكه به شب سير داد ( 1 - اسراء ) شود ، تا آنكه در مقام كمال و اكمليّت به جايى رسيد كه بالاتر از آن نه مرتبهاى است و نه غايتى ، و خداى را سپاس بر اين عنايت و لطف و رحمت . پايان سخن او ( فرغانى )
20 / 5 و چون اين مقدمات را به تمامه دانستى ؛ حال آنچه را كه حال اقتضا مىكند متعرضش مىشويم . بدان كه تحصيل علوم حقيقى الهى و انسانى ( بر انسان ) واجب و لازم است و بايد به امورى چند اتصاف يافته و حالش با آنها جمع بيايد :
21 / 5 نخست اينكه : بصيرت و بينش را براى طلب و بدست آوردن كمال انسانى در طور الهى آنگونه كه شايسته و سزاوارش است در كار گيرد ، و آن كمال ولى عارف است كه داراى مقام جمع - كه فراگير خالص بودن و تشكيك داشتن است - مىباشد ، و ذات و حكم مرتبه و شهود او در تمام مراتب و اسماء و مواطن و نشآت و حالات سارى باشد و هرگونه كه باشد با حق باشد ؛ مانند بودن پروردگارش با او - بدون حيثى و بودنى - اين آخرين درجات كمال است . و يا آنكه آن را ( بصيرت و بينش را ) براى به دست آوردن كمال الهى در طور انسانى در كار گيرد ، و آن كمال كسى است كه داراى شهود وجود واحد و ديدن اشياء را به خدا - از مرتبهء « بىيسمع و بىيبصر » - باشد ، و اين هم اوّلين درجات ولايت و كمال است .
22 / 5 دوم اينكه : مشتاق به تحصيل اين كمال باشد ، يعنى آمادهء براى قبولش .
23 / 5 سوم اينكه : در درجات تحقق آن كمال بالا رونده باشد ، خواه اين بالا رفتنش به واسطهء عمل كردن و طلب نمودن ؛ براى معرفت حقايق اسماء الهى و قوابل امكانى - به واسطهء نظر كردن و يا سلوك نمودن - باشد و يا آنكه به عمل كردن نباشد ، بلكه به واسطهء فيض الهى و لطف الهامى و يا ذوق كشفى - به جذبه و كششى ربانى - باشد .