امثال آنها در مقدار زمان پديدار گشت ، ولى در مقام پايان ادوارشان و بازگشت سلطنت ادوار به اصل زمان كه عبارت از دور عرشى است ، كبايس و نسئى « 1 » از بين رفته و حكم زمان به وحدت و اعتدال بازگشت مىنمايد ، لذا زمان استجلاى تجلى اول كه جامع بين احديت و واحديت است ؛ به واسطهء تعيّن يافتن مزاج عنصرى انسانى وحدانى فرا رسيد و مظهرى صورى براى برزخيّت نخستين شده ، و به واسطهء تعيّن يافتن قلب تقى نقى از عين اين مزاج ؛ مظهرى معنوى براى آن شد .
17 / 5 پس مفاتيح به واسطهء سرايت حبّ اصلى در آنها ؛ از حيث مظاهر هفتگانه و فروع آنها - پس از تحققشان به كمالات اختصاصى روحانى و مثالىشان - شتافتند و به تعيين مزاج اعدل محمدى توجه نمودند ، پس وجودش از مرتبهء تجلى اول تعيّن يافت و همينطور فرود آمد و بر تمام مراتب و آثار معتدل كامل آن - بدون توقف و درنگ - گذر كرد .
18 / 5 اين تجلى از حيث صورت و حكم به صورت غذاى معتدل ظاهر گشت و آن را « عبد الله » و « آمنه » ( پدر و مادر حضرت رسول صلى الله عليه و آله ) به بهترين وجهى و در خوبترين وقتى خوردند و در معتدلترين زمانى تبديل به نطفه شد و اثر محبت اصلى در آن دو ؛ به صورت شهوت - در كاملترين حال - آشكار گشت و اجتماع درست شد و نطفه مبارك در بهترين ساعت و نيكوترين طالع - به حكم اقتضاى دورهء عرشى وحدانى و سلطنت آن و سرايت حكمش در تمام ادوار - در رحم استقرار يافت ، و هريك از اسماء از حيث مظاهر روحانى و مثالى و فلكى و كوكبىشان ، از حيث كمالاتشان به رعايت اين مزاج اكمل و تربيتش در اطوار خود برخاستند ، و پس از تسويه يافتن كامل ؛ روح اعظم يگانه و يكتاى اقدم كه عبارت از قلم اعلا است ؛ از حيث نسبت ظهورش به صورت تفصيل در لوح و به ( صورت ) تدبير و تربيت - با وصف كلى جملىاش - به اين مزاج اعدل مستوى و آراسته - در كاملترين وقت و معتدلترين ساعت - تعلق گرفت .
هامش
( 1 ) - كبيسه سالى است كه طبق قاعدهء نجومى يك روز به ماه آخر آن اضافه مىكنند و اين هر چهار سال يك دفعه است كه مازاد 365 روز را كه 5 ساعت و 49 دقيقه است جمع كرده و يك سال را 366 روز مىگيرند . و نسئى در ميان اعراب جاهليت بوده كه ماه محرم را كه جنگ در آن حرام بوده يك سال به عقب مىانداختند و به جايش ماه ديگر را حرام مىداشتند تا بتوانند در آن ماه حرام بجنگند . م