ما صلى الله عليه و آله و سپس كاملان از وارثان او ، از اينروى دربارهاش گفته شده :
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
، يعنى : تا خدا نارواى گذشته و آينده ترا ببخشد ( 2 - فتح ) و آنچه از غير بازداشته و منع شده ؛ براى او و آنكه خدا خواسته مباح گرديده است .
1129 / 4 و صاحب اين آينه هر چيزى را - با پاكى خالص - مقابل مىشود تا هركس را كه خواهد به آنچه كه در ذاتش بر آن است آشكار سازد ، و شأنش اين است كه صورت ذاتى اصلى هر چيزى را كه در ذات حق در ازل بر آن بوده حفظ كند ، و اين در صورتى است كه مادام محاذى و برابر آن ( صورت ذاتى ) باشد ، و اگر از كمال هم سمتيش - به واسطهء اقتضاى انحراف حكم حقيقتش - انحراف و تمايل پيدا كرد ؛ جز خويش را ملامت و سرزنش نكند .
1130 / 4 و اما حكم آنكس كه از اين مرتبه فروتر است ، به حسب نزديكى و دوريش از اين مقام است ، وزن مطابق وزن است ؛ نه شكستى هست و نه تباهى ، چون اين از سنت و روش الهى است كه :
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
، يعنى : و روش خدا را تغييرپذير نخواهى يافت ( 23 - فتح ) پايان سخن حضرت شيخ قدس سره .
1131 / 4 دوم زبانها و عباراتى « 1 » است كه از احوال حق تعالى نزد آنان و با آنان و نيز از نسبتها و اضافاتى كه در اين ميان پديد مىآيد خبر مىدهد ، يعنى از آن حيث كه ايشان به سبب حقايق متبوع و احوال تابعشان از مظاهر شئون و مجالى اسماء اويند و او - تعالى - آينهء احوال ايشان است ، يعنى به گونهاى كه اگر ذات خداوند سبحان نبود عدم محض بودند ، چون هيچ ظهورى جز به واسطهء نور وجود نمىباشد و او است كه در اين حالات در حال گردش است ، يعنى جسته جسته و خرده خرده در آنها ظاهر مىشود ؛ همچنان كه در ظهور آنها مؤثر است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
، يعنى : خدا نور آسمانها و زمين است ( 35 - نور ) و فرمود :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
، يعنى : او هر روزى در كارى است ( 29 - رحمان ) و امثال اينها ، و به اين بخش آياتى كه دلالت بر حكمت نظرى - يعنى اعتقادات - دارد ناظر است .
هامش
( 1 ) - اين عطف به پاراگراف شمارهء 1134 / 4 سپس در مقصود . . . گوييم تمام مخاطبات ربانى . . . از دو امر خبر مىدهند : يكى احوال بندگان . . . دوم زبانها و عبارات . م