انحصار اجناس و انواع كه در نزد همگان معروف است ، و اجناس اين شئون و انواع آن ؛ فرشتگان و جنّ و آسمانها و ستارگان آنها و عناصر و مولّدات ( سهگانه ) آن و انبياء و رسولان و خلفا و كاملان و مردان عدد - از اوليا - مىباشند كه نسبتشان از صور وجودى ؛ نسبت اعضاى رئيس و نسبت مفاصل است به صورت انسانى ظاهر ، و اجناس هم داراى مراتب مختلفاند كه هر مرتبهاى را اهل و احوال و زبانها و ترجمهها و احكام مىباشد ، و انبيا يك قسم از اين اجناساند ؛ و همينطور رسولان و ديگر اولياء ؛ و كتابها و صحيفههاى فرود آمده قسم ديگرى از اقسام اجناس است .
1137 / 4 پس صور مفاتيح اولين كه عبارت از صور اصول است ؛ آدم و شيث و ادريس و نوح عليهم السلام مىباشد كه خضر عليه السلام با اينان جمع مىآيد .
1138 / 4 و اما صور حقايق اصول ؛ ابراهيم و موسى و داود و عيسى عليهم السلام است كه جامع كل ؛ پيغمبر ما محمد صلى الله عليه و آله و عليهم است ، و امتها و حالات امتها و درجات و شرايعشان به حسب آنچه گفتيم تقسيم مىشود ، و همينطور ديگر انبيا .
1139 / 4 در شهرى از مصر ؛ در مشهدى غيبى و كمالى - در حال شهود حقيقت خلافت - از پيش رو به خطاب صريح الهى به امورى چند آگاهى داده شدم : از جمله اينكه : تاكنون حدود دو هزار خليفه از غيب ظاهر شدهاند ، و همينطور شمار صفهاى اهل محشر و محدود بودنشان در يكصد و بيست صف ؛ كه هشتاد صف از آنها خاص اين امت است و چهل صف خاص ديگر امتها ، و آن عددى است كه اختصاص به قسمى از اقسامى كه بدان اشاره كردهام دارد ، و اگر شرح هر قسمى و بيان صورت مطابقهء آن نياز به بسط فراوان نداشت بيان مىداشتم ؛ ولى اين هم ما را از بيان مقصود بيرون مىبرد ، و اين فقط آگاهى دادنى است تا دانسته شود كه خطاب حق تعالى بهر رسولى و بهر كتابى عبارت است از ترجمهء حال رسول با حق ؛ از حيث ارتباط او با امّتش و از حيث آنچه كه امت با او مشاركت دارد ، و از بين اين دو صورت حال خصوصى او روشن مىشود ، يعنى از حيثى كه بدان از امّت امتياز مىيابد و از حيثى كه بدان از حق امتياز مىيابد و از حيثى كه بدان با حق اتحاد دارد و از او امتياز ندارد و از حيثى كه همانندى و مشاركت با حق مىيابد ، و اين ( آخرى ) همان قسم خصوصى مذكور است .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 655
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٥٥