آنان كه بدانها وجود را از حق سبحان گرفتهاند اقتضا مىكند ، و نيز از حيث لوازم اين استعدادها كه تابع آنهايند ، و آنها احوال ثابت آناناند در علم ذاتى ازلى حق تعالى ، و كليات اين احوال امور چهارگانهاند كه در حديث گفته آمد ، و آنها عمر و روزى و اجل و سعادت و شقاوت است .
1125 / 4 و آيات تقدير و پاداش و كيفر دادن در كتاب الهى ناظر به اين است و مجمل آن بيان الهى است كه :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
، يعنى : هر كس هموزن ذرهاى نيكى كرده باشد ( پاداش ) آن را خواهد ديد و هركس هموزن ذرهاى بدى كرده باشد ( كيفر ) آن را خواهد ديد ( 7 - 8 زلزال ) و محل اجتماع آنها از مدارات پنجگانه دينى - غير از اعتقادات - است ، يعنى حكمت عملى كه تقسيم به عبادات و معاملات و مزاجر ( باز دارندهها ) مىشود و در ابواب فقه بيان مىگردد ، و نيز ( تقسيم ) به آدابى كه در علم اخلاق گفته شده مىشود ، و اين بدان جهت است كه مرتبهء عبدانيّت ( بندگى ) مقتضايش خوبى حال بنده و سازگاريش به طاعت ذاتى است كه كمال آن محو ذات است و ( طاعت ) صفاتى كه كمال آن محو صفات است و ( طاعت ) افعالى تكليفى كه كمال آن تسليم و رضا است و بدى حال او و ناسازگاريش به واسطهء معصيت و مخالفت ، براى اينكه مخالفت اثر دورى و مباينت است ، همچنان كه موافقت اثر قرب و مناسبت است كه خواننده به عدالت استقامت احديت است كه عبارت از رأس و قلّهء هر كمال است ، و اساس اين احوال سرّ مجازات ( جزا دادن ) بزرگ اوّلين بين حق و ماهيات قابل - كه شئون اويند - به گرفتن تعيّن و دادن وجود اضافى مىباشد ؛ براى اينكه تكليف بر آن پايه است .
1126 / 4 و بيان آن همان است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير « اياك نعبد » بيان داشته « 1 » كه : هر امرى كه در مراتب تفصيل ظاهر مىشود ، ناگزير بايد ظاهر بين دو اصل - در يكى از مراتب نكاحهاى پنجگانه - باشد ، و دو اصل عبارت از مرتبهء وجوب و امكان است ، و يا بگو : مرتبهء اسماء و اعيان ، و مشخص و معلوم است كه احديت حق تعالى اقتضاى ايجاد
هامش
( 1 ) - در تمام نسخهها در تفسير اياك نعبد آمده ؛ ولى اين را حضرت شيخ قدس سره در تفسير مالك يوم الدين بيان داشته است . م