تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
1123 / 4 اين سخن او بود و اشاره به آن دارد كه اقسام فهمانيدن - پس از بسيط - سه است ، و اين اصلى جامع است كه هركس آن را از روى ذوق و شهود شناخت و يا آن را حاضر كرد - حاضر كردن كسى كه واقف و آگاه بر حقيقت آن است - وجود مفاض را كه بهر مرتبه‌اى اضافه شده شناخته كه آن تعيّن حق است ، يعنى نفس رحمانى است از حيث اين مرتبه ؛ مطابق تعيّن علمى ، پس وجود هر چيزى تعين نفس رحمانى است از حيثيّتى . و نيز ايجاد را هم دانسته ؛ و آن انبساط نفس رحمانى است از اين حيثيّت كه موجب تعيّن علمى ؛ تعيّن خارجى شدن است . و نيز راز تبعيّت علم مر معلوم را دانسته كه آن آن‌گونه كه هست تعلق بدان پيدا مىكند - و گرنه جهل مىباشد - و نيز راز مراتب را دانسته كه آنها نظير مخارج ( حروف ) اند ؛ يعنى در اين كه آنها محل‌هاى تعينات‌اند و به واسطهء خصوصيات حقايق و اول بودن توجه احدى حصول پيدا كرده‌اند . و نيز راز مضاهات و همانندى انسانيت را با مرتبهء الهى در صفات و افعال - حتى در كلام و كتابت - دانسته ، و نيز راز جامع بين علم ذاتى الهى و اوّلى فطرى انسانى را و همين‌طور بين علم الهى كه متعيّن از معلومات و به معلومات - پيش از ايجاد و بعد از ايجاد - است و بين علم انسانى كه متعيّن به زبان و آشكار به واسطه صوت است خواهد دانست ؛ و غير اينها از اسرار و رازهايى را كه تفصيلش به شمار نمىآيد خواهد دانست ، هم چنان كه خواهد دانست كتاب مسطور ورق منشور و كتاب مبين و كتاب حكيم و امّ الكتاب چيست ، و آن « نون » است كه عبارت از دوات - با مراتب پنج‌گانه‌اش كه گفته شد - مىباشد ، و چرا قلم قلم ناميده شده و لوح لوح و غير اينها . 1124 / 4 سپس در مقصود از مخاطبات ربانى و انسانى و فرق بين مقصود هر دو گوييم : تمام مخاطبات ربانى و كتابهاى الهى زبانها و عباراتى هستند كه از دو امر خبر مىدهند : يكى احوال بندگان مورد خطاب كه از حيث كينونت و بودنشان با او ؛ نزد حق ثابت‌اند ، چنان‌كه فرموده ،
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
، يعنى : هركجا باشيد او با شما است ( 4 - حديد ) و :
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
، يعنى : ما از رشته سياهرگ به او نزديك‌تريم ( 16 - ق ) و :
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ
، يعنى : رازگويى سه نفرى نيست جز اين‌كه او چهارمين آنها است ( 7 - مجادله ) و نيز از حيث تعيّن‌شان نزد او به صورتهايى كه استعدادهاى ازلى غير مجعول