1120 / 4 اگر گويى : قول و كلام نظير ايجاد بودن است ، از آن جهت كه آن تركيب حقايقى است كه عبارت از حروف غيبى و يا وجودى مىباشد ، و تركيب كلمات تركيب يافته از آن دو مشعر ( آگاهى دهنده ) به اين است كه اقسام كلام مانند اقسام ايجاد و نكاح پنج است ؛ يعنى به حسب تركيباتى كه در مراتب پنجگانه واقع است ، در حالى كه اينگونه نيست ، بلكه كلام منحصر در الهى و روحانى و انسانى مىباشد ؛ بنابراين فرق بين آن و بين اين دو چيست ؟
1121 / 4 گويم : فرق اينكه : مقصود نكاح و ايجاد حصول صور وجودى است ؛ يا مطلق - مانند نكاح اول غيبى - و يا معيّن - مانند باقىها - و تميّز و جدايى صور وجودى در ارواح و اجسام - از آن جهت كه اجساماند - تحقق و ثبوت مىيابد ، ولى مقصود كلام فهمانيدن است ، پس جز در آنچه فهم نتيجه مىدهد تحقق نمىيابد ، بنابراين در حقايق الهى - براى نتيجهگيرى مخاطبات و تفاهم روحانى در عالم ارواح و قوا از حيث صور مثاليشان - تصور مىيابد ؛ سپس تركيب روحانى خيالى بين اين صور براى نتيجهگيرى مخاطبات و تفاهم نطقى در انسان تصوّر مىيابد ، و اگر رقم و نوشتن جانشين گفتن مىشد فوايد پيشى نمىگرفت ، پس اين مقصود تصور نمىيابد كه در آنچه صور اجسام بسيط و يا معدنى و يا نباتى و يا حيوانى كه در آنها قابليت فهم حقايق نيست نتيجه مىدهد - خدا دانا است و بس - .
1122 / 4 و اينكه مراتب ادراك حقايق مركّب و مراتب تركيب آنها به حسب فهم سه است ؛ ممكن است چيزى را كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات بيان داشته اشارهء به اين مطلب باشد كه : ادراكى كه اختصاص به خلق دارد سه نوع است : يكى تصور مطلق بسيط است ؛ مانند تصور كردنت مسأله و يا فنّى از فنون را - بدون تخيل كردن حروفى كه آشكار كننده و تعبير كنندهء از آن است - و بدون تفصيل اقسام آن - اگر داراى اقسامى باشد - تا جائى كه اگر بپرسم آيا آن را مىشناسى ؟ گويى : آرى ! بدون توقف و فكر كردن ، و آن به نام تصور ساده و بسيط و مطلق ناميده مىشود ، و پائينتر از آن ادراك فكرى ترتيبى و سپس ذهنى خيالى و پس از آن آشكار شدن و آشكار كردن ظاهرى است از جهت لفظ و يا نوشتن و آنچه جاى آنها را مىگيرد ؛ از صداها ( امثال دست زدن و سوت زدن و امثال اينها ) و يا اشارههايى كه بين دو مخاطب مصطلح است .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 648
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٤٨