مشتمل بر هر حجابى بر خصوصيات ممكنى غيرمتناهى است ؛ كه اين محال است ؛ و يا اينكه منتهى به اين مىشود كه حجاب خود حق تعالى است ؛ و اين هم درست نيست ، براى اينكه حجاب بودن او بر خودش يا بنا به اقتضاى ذاتش است - در حالى كه از اين دو محال لازم مىآيد : يكى اينكه از تمام جهات غير عالم به خودش است و ديگرى تركيبش از حجاب و محجوب - و يا اينكه بدون اقتضاى ذاتش ، بلكه به خودش است ولى ظهور حكم موقوف بر ممكنات است .
1064 / 4 بنابراين تقدير ؛ حكم حجاب بودن كه پنهان بودن معلوم مشهود است يا به حق باز مىگردد و يا به ممكن ، يعنى پنهانى حاصل از حجاب ، يا اين است كه محجوب ؛ پنهان از حق و يا پنهان از ممكن است ، اوّلى محال است ؛ و گرنه ممكن در حق اثر مىگذاشت ، خواه مستقل و يا غير مستقل ، و حق تعالى محل حوادث و پديدههاى تازه و جديد مىبود ، پس مشخص شد كه محجوب ؛ از بعضى ممكنات پنهان است ، و حاجب بودن از بعضى ؛ چيزى است كه خصوصيّت ( آن حكم ) آن را اقتضا مىكند - ولى به حق - زيرا هيچ حكمى را جز به او - نه در او - ظهور نيست ، خداوند منزه است از اين كه - به سبب ممكن - محل براى آنچه كه ذاتش آن را اقتضا ندارد - مانند حدوث و ديگر حالات تبديلپذير - باشد .
1065 / 4 پس قاعده كلى اينكه : هرچه از اسم و صفت كه نسبت به حق تعالى داده مىشود در آن نظر كند ، اگر نسبت دادنش به او جايز باشد ، آن ( امرى است كه ) از ازل مقتضى ذاتش بوده ، ولى حكمش براى ممكن جز در آنچه كه بعد است آشكار نمىشود ، و اگر نسبت دادنش به او از حيث ذاتش جايز نباشد ؛ آن امرى است كه بعضى ممكنات در بعضىشان آن را اقتضا مىكنند ؛ ولى آن به حق ظاهر شده و ظهور و تحقق آن براى خودش و غير خودش پديد آمده است و ( در نتيجه ) علم ممكنات پديد آمده است .
1066 / 4 اما ثبوت آنچه براى حق و يا ممكن ثابت شده و يا نفى آنچه از آن دو نفى شده ازلى است ، پس نسبت ثبوت براى اسماء و صفات و مراتب و نفى آنها از كسى كه آنها برايش ثابت است و يا از او منتفى است ازلى مىباشد ، و حادث ( غير ازلى عبارت است از ) ظهور آنها براى ممكنات و معرفت به آنها ، و اين همان چيزى است كه در تفسير گفته است ، براى اين
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 629
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦٢٩