تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
سرزنش نكند ، ولى سئوالش گاهى - به واسطهء شفاعت حسن ظن ( پندار نيك ) او به پروردگارش و شفاعت معيّت الهى و احاطه و فراگيرى او تعالى نتيجه مىدهد و مثمرثمر مىگردد ، پس متوجه به سبب خطا ، از جهتى راستكار مىباشد ، چون او مانند مجتهدى است كه ( در استنباط احكام ) خطا كرده ولى مزدى دارد و به كلى محروم نمىباشد . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره . 1033 / 4 پنجم زبان دعا و طلب است : و آن يا زبان ظاهر است - چنان‌كه در تفسير گفته : مقصود صورت است و آن زبان قال مىباشد - و يا زبان باطن است كه غير آن ( زبان ظاهر ) است ، بنابراين طلب يا به واسطهء هر دو است و يا با يكى از آن دو ، با اين همه زبان ظاهر خالى از بعضى رقايق باطن نيست و زبان باطن پاىبندى و قيد ظاهر را ندارد ، و اگرچه از ارتباط با آن و از حيثيت ترجمهء ( زبان ) ظاهر از آن و از حكم مقام و حالى كه زبان باطن تحت حكم آن است خالى نيست . 1034 / 4 حضرت شيخ قدس سره در تفسير گويد : گاهى هم مىشود كه به زبان روح و زبان حال و زبان مقام و زبان استعداد كلى ذاتى غيبى باشد كه از حيث و جهت استعدادهاى جزئى وجودى حكمش سارى است . 1035 / 4 خلاصه اين‌كه بايد دانست انسان از حيث حال كلىاش و انسان بودنش زبانى دارد كه آن زبان جامع - و بلكه زبانها - مىباشد ، چون مجموع آنها است ، و همين‌طور از حيث استعداد مجمل اصلى او ؛ و همچنين از حيث هر نشأه و عالمى كه در آن است و از هر صورتى كه بدان خودش را ظاهر و آشكار مىسازد ، و همين‌طور براى هر استعدادى از استعدادهاى جزئى وجودى او زبانى است كه آن در هر نفسى از نفس‌هاى او طالب است ، گاهى به واسطهء بعضى و گاه ديگر به واسطهء مجموع و ديگرگاه از علم و شهود و شعور و حضور ؛ و هنگامى بدون بيشتر اينها و يا بعضى از اينها ، و گاهى هم بين دو طلب از دو جهت جمع مىكند : يكى عالم است و ديگرى جاهل . سپس ( گوييم : ) گاهى طلب در اين جمع بر گونه‌اى مىباشد كه اقتضاى سرعت اجابت و يا كندى آن را از جهت مجهول دارد و اقتضاى عدم اجابت و يا تأخر آن را از جهت معلوم كه مراد و مقصود است دارد .