منع - به حسب مظاهر - مىباشد ، چنانكه در تفسير تحقيق كرده كه : رسيدن دردها كه ملايم حال كاملان نيست به واسطهء ظهورشان به مقام جمع است . دوم سرّ خفض ( پائين آوردن ) عبوديت و رفع ربوبيت است ، براى اينكه آن مقتضى جهت امكان ثابت است و ناگزير بايد در كامل - به واسطهء هر يك از دو جهت حكم و اثر - ظاهر شود .
1027 / 4 آيا در مقام محمدى اكمل و ميزان اتمّ اعدل او ؛ راز آنچه را كه بدان اشاره كردم و نيز عنوانش را نمىنگرى كه فرمود :
ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ
، يعنى : نمىدانم كه به من و به شما چه خواهد شد ( 9 - احقاف ) ؟ با اينكه او بر بصيرت و بينش از جانب پروردگارش بود . و فرمود ( ص : ) شما به امور دنياى خودتان داناتريد ، با اينكه او از پيش آهنگان مهدى كه پس از ششصد و اندى سال خواهند آمد خبر داده و امثال اينها گفته آمد ، اينها تمام هست ، اما اگر براى دعا كننده شهود حقيقتش مقدر شده باشد .
1028 / 4 اما اگر وقت دعا كننده اقتضاى عبادت - به حكم مقام خاص و مرتبهء معين - داشته باشد ؛ و اين از جهت حكم اغلب است ، طلب او اين ( عبادت ) را به حسب آن مرتبه و يا حال و يا نشأه و يا غير اينها از مقيداتى مىباشد كه آنها به حسب همه و يا بعضىشان شرطهايى مىباشند ، سپس ( گوييم : ) اينها تمام هست ، ولى اگر طلب او مر آن را از حيث اينكه آن را مىداند و بدان آگاهى دارد باشد ، اما از حيث ذات و نشأهء جامعش ؛ او در هر نفسى از نفسهايش طالب تمام آنچه كه نشأهاش از حقايق دربردارد مىباشد ، يعنى حال طلب از حق سبحان آنچه را كه بقاى ظهور احكام اين حقايق بدان بستگى دارد ؛ و نيز آنچه را كه بدان ظهور حق سبحان از حيث آنها ( حقايق ) است ؛ و آنچه بدان و در آن حصول كمال اين حقايق از لوازم مقيدات مىباشد .
1029 / 4 چهارم توجهى كه بدان طلب تحقق مىيابد : يا اينكه احدى است و مشتمل بر درستى تصور و كمال متابعت مىباشد و يا اينكه نيست ، پس همانگونه است كه در كتاب نصوص گفته : درستترين معرفت به خدا و درستترين تصور نسبت به او ؛ اجابت او در عين آنچه كه سئوال مىشود تندتر و سريعتر است ، و تمامتر مراقبت نسبت به اوامر الهى و مبادرت به آنها به واسطهء كمال فرمانبردارى ؛ موافقت حق نسبت به او تمامتر است ، از اين جهت است