تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
باشد و گفته آمد ، و يا شايد اشاره‌اى به آنچه كه در پايان كتاب خواهد آمد باشد كه : از نشانه‌هاى سائر ( سالك ) در درجات اكمليت اين است كه چيزى را مىداند و گويى كه آن را اصلا نمىداند ؛ بلكه عين آن است و گويى كه نمىباشد . 1024 / 4 و آنچه كه موجب اين است سرّ جمعيت و وحدت او و عدم ثبات و پايدارى آنچه كه در آينه‌اش نقش مىبندد است ، براى اين‌كه اشياء گرد حقيقت او كه مركز دايرهء آنها است مىگردند و هريك از آنها محاذى و برابر يك نفس‌اند و در نفس دوم از آن تعبير به مسامتت و هم‌سمتى و محاذات و برابرى مىشود ؛ پس آنچه به نسبت و يا حقيقتى از حقايق كونى الحاق مىشود اين است كه در مقام مسامتت نمىايستد مگر آن‌كه زير آن نقطه ديگرى است به حالتى غير حالت اوّلى ، و همين‌طور پىدرپى ، و به زودى تحقيق آن - با دفع آنچه بر آن وارد مىشود - در جاى خودش خواهد آمد . 1025 / 4 پس صاحب اين زبان در غالب امور بر بصيرت و بينش احوالش است كه از شهود محقق - به واسطهء علم پيشين - آنها را دريافت مىدارد ، خواه ملايمش باشد و يا ناملايمش ، و خواه زيبا باشد و يا - نزد مردمان و يا در واقع - زشت باشد ، بنابراين او به واسطهء علمش هيچ گزيرى از آنها ندارد و جز آنها را ( در دعا ) نمىخواهد ، خواه همراه با اجابت باشد و يا از آن تأخّر داشته باشد ، براى اين‌كه بيشتر دعاهاى او - با اختلاف انواع بيان شده - مستجاب است ، چون كشف او بازش مىدارد كه جز در آنچه وقوعش به شرط سئوال لازم مىآيد و يا امكان دارد ؛ سئوال كند ، و اين در دو جا هست : يكى در آنچه كه هنوز از آن جدا نشده و بلكه علمش براى او مجمل مانده دوم در آنچه كه از اسباب ( جمع سبب ) ردّ و منع و بازداشت بر او باقى مانده است ، لذا در آنچه از احوال خودش مىبيند صورت دعا را با منع و بازداشت مشاهده مىكند و توان بر نگه داشتن و دفع آن را ندارد ؛ چون مىداند هيچ گزيرى از آن نيست و كشف از اين‌كه سئوال كند بازش مىدارد . 1026 / 4 سپس ( گوييم : ) اسباب ردّ بر او به واسطهء دو امر است : يكى سرّ اقتداى به پروردگارش است از حيث اين‌كه به تمام وجه در هر محلّى ظاهر نشود ، همچنان كه به هيچ وجهى جز در محل قابل خود ظاهر نمىشود ، و آن سرّ جمع حقيقت است كه جامع قبول و
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 615 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )