علم و اعتقادش است و مزاج و حال نفسانى و طبيعى جسمى او و حكم غالب آن ( علم ) كه از آن تركيب مىيابد و حال طلب از آن زائيده مىشود ، و هر يك از دو سئوال - يعنى براى حاجت ذاتى و يا صفاتى - گاهى لفظى است ؛ و لفظى يا معيّن است ، چنانكه گويى :
پروردگارا ! اين چنين به من عطا كن ، و يا آنكه غير معين است ، چنان كه گويى : پروردگارا ! آنچه مصلحت من است به من عطا كن ، خواه هر كدام از آنها طلب وجود باشد و يا طلب كمالات ملايم ( وجود ) .
1017 / 4 دوم هدف است : و آن يا معيّن است و يا غير معين ، و آن مطلق حصول آن چيزى است كه طالب در وجودش بدان محتاج است - البته اگر عطا ذاتى باشد - و يا اينكه اسباب بقاى وجودش است - اگر عطا صفاتى باشد - و هر يك از آن دو براى تحصيل كمال است كه تحصيل آن هرطور باشد در حدّ امكان او هست ، يعنى خواه بدان شعور و آگاهى داشته باشد و يا نداشته باشد ؛ طبيعى باشد و يا نفسانى و يا روحانى و يا عقلى و يا ربانى باشد كه اقسام درخواستها به زودى گفته خواهد شد .
1018 / 4 سوم آن چيزى است كه طلب از آن برمىخيزد : اگر مطلوب غير معين باشد ؛ طلب او حكم حقيقت جامع است كه به احديت خود در او سارى است ، و اگر معين باشد ، تعيين آن به واسطهء غلبهء حكم بعضى از حقايق و اجزاى انسانيت است كه ذات انسان مشتمل بر آنها است ، بنابراين انواع درخواستها به مقدار آنچه كه ذات طالب و نشأه او از قوا و حقايق و احكام مراتب حاوى و فراگير است مىباشد ، چون به واسطهء اين نشأهء مخصوص است كه شايستگى آن را پيدا مىكند كه مظهر اين مراتب و مجمع اين قوا و حقايق - حال طلب و جمع و مظهريت جمعى و تفصيلش - باشد .
1019 / 4 و چون انسان نسخه و دستنويس جامع هر چيزى و صورت محيط و فراگير - از حيث معنى و صورت و مرتبه - به هر چيزى هست ، امر توجه ايجادى الهى اقتضاى آن را كرد كه به حسب هر مرتبهاى او را طلبى باشد ، پس طلب و درخواست او انواعى چند است :
طبيعى و نفسانى و روحانى و عقلى و ربّانى خالص مجرد از ديگر مواد ، پس واردات الهى و اوامر و نواهى و تجليات و ديگر مطالب به حسب آنها مىباشد ، و هر چيزى در آن همه چيز
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 613
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٦١٣