مرجوح همان راجح - به اعتبار ديگر و يا اعتبارات ديگرى - باشد ، چنانكه خداوند مىفرمايد :
وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
، يعنى : چه بسا كارى را مكروه داريد كه براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست داريد كه براى شما بد است ، خدا مىداند و شما نمىدانيد ( 216 - بقره ) و گفته :
اگر اميدوارى بترس و اگر مىترسى اميدوار باش * چه بسا مكروة ترسناكى كه در آن خير و نيكى است
964 / 4 و يا براى اينكه آن محض فعل حق تعالى است كه مبدأ هر خير است و آن را براى خير اختيار كرده ، و يا براى اينكه خلاف واقع ممتنع است و براى از دست رفتن ممتنع دريغ و افسوسى نيست ، بلكه آنگونه كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده مىگوييم : اگر مقدّر شده بود حتما انجام مىيافت .
965 / 4 دوم اينكه : پشيمان نمىشود و بر چيزى بعينه اعتماد نمىكند ، چنانكه خداوند مىفرمايد :
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
، يعنى : دربارهء هيچ چيزى مگو كه فردا آن را انجام مىدهم جز آنكه خدا بخواهد ( 23 - 24 - كهف ) براى اينكه كار به دست خدا است ، پس احتمال دارد كه مقدر به خلاف آن باشد و آن ممتنع باشد .
966 / 4 سوم اينكه : براى بدست آوردن مطلب ارزشمند معيّنى و يا غير ارزشمندى ( البته به نسبت مطلوب ) شوق نمىورزد و براى حصولش كوشش فراوان به خرج نمىدهد ، براى اينكه در كوشيدن ادعاى توانايى داشتن در خود است و اين منافى مشاهدهء احديت و وجه خاص است ، مگر اينكه آن را وقت - يعنى وارد الهى - به حسب امورى كه بعدا گفته خواهد شد مشخص كند ، و استثناء منقطع است و به معنى « لكن » « 1 » مىباشد ، چون اگر وقت ؛ آن مطلب و مطلوب را - مانند وقت خواب - مشخص كرده بود ؛ مسلّما خوابگاهى مىطلبيد . و يا آنكه ( وارد الهى به حسب ) حالش ( مشخص كند ) باشد ، مانند ارادهء وضو كردن كه حتما آبى كه صلاحيت وضو گرفتن را دارد خواهد طلبيد ، و يا گرسنگى ؛ چيزى را خواهد طلبيد كه جلوى آن را بگيرد . و يا ( وارد الهى به حسب ) مزاجش باشد ، مانند نوعى از معالجه كردن ؛ اگر
هامش
( 1 ) - يعنى در آيهء مباركه 24 كهف كه فرمود :إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ- مگر آنكه خدا بخواهد ، مگر آنكه در استثناى منقطع به معنى « لكن » است . م